X
تبلیغات
گنجارود 2

گنجارود 2

گنجارود 2 -عکس هایی از گنجارود(گیلان-رودسر-گنجارود)

نوشته های جلال و این دختر خوشگل در لباس محلّی قاسم آبادی(بهار گنجارودی) 16-12-1392-کرج
بهار و مهندس ضیا گنجارودی

دلیل نبود برنـج ایرانی در سبد کالا

انبارهـا پـر از برنـج وارداتـی!

یکی از اهداف توزیع سبد کالا در بین مردم حمایت از تولید داخل بوده است. در سبد کالا روغن، پنیر، تخم مرغ و مرغ از محل تولید داخل تامین شده‌اند اما برنج تنها کالایی است که ایرانی نبوده و بخش عمده آن برنج‌هایی بود که در یک سال و نیم گذشته از کشور هند وارد شده است.

به گزارش ایسنا، در این میان برخی کارشناسان معتقدند که برنج سبد کالا نیز باید از محصولات داخلی تامین می‌شد که هدف توزیع سبد کالا به طور کامل محقق می‌شد. اما مسوولان ذیربط معتقدند امکان توزیع برنج ایرانی در سبد کالا وجود ندارد زیرا از سویی عرضه برنج ایرانی در سبد کالا موجب افزایش قیمت این کالا در بازار داخلی شده و از سوی دیگر به دلیل یک دست نبودن کیفیت برنج ایرانی امکان توزیع یک دست آن در بین 15 میلیون خانوار وجود ندارد.

این در حالی است که در یک سال و نیم گذشته دو میلیارد دلار برنج خارجی با سیاست ذخیره سازی کالاهای استراتژیک وارد شده که به بهانه های مختلف نظیر توزیع سبد کالایی، نمایشگاه‌های بهاره و امثال آن در بین مردم توزیع می‌شود.

براساس اعلام فائو قیمت برنج هندی در جهان در حدود تنی 600 دلار و این در حالی است که واردات برنج به ایران هیچ زمان به قیمت کمتر از 1100 دلار از گمرک خارج نشده است. از سوی دیگر برنج هندی در یک سال و نیم اخیر کمتر از 3000 تومان به دست مصرف‌کنندگان نرسیده و این در حالی است که ارز اختصاص شده به واردات برنج در این مدت ارز 1226 تومانی بوده است.

مجیدرضا حریری، رییس کمیسیون واردات اتاق ایران در این زمینه معتقد است که دولت به دلایل غیر اقتصادی این کار را کرده است زیرا با شناختی که از مشاوران اقتصادی دولت وجود دارد این نوع توزیع کالا و اتفاقاتی که پس از آن رخ داد ناشی از یک اقدام عجولانه و شتاب زده بود.

وی با اشاره به این‌که به محض ساماندهی عرضه سبد کالا تبعات آن از قبیل ایجاد صف‌های طولانی از بین رفت درباره توزیع برنج هندی در سبد کالا به ایسنا تصریح کرد:‌ برنج ایرانی در داخل کشور آن قدر مشتری دارد که امکان توزیع آن در قالب سبد کالایی وجود ندارد.

حریری با بیان این‌که در حال حاضر هر کیلو برنج ایرانی در کشور بین 7000 تا 10 هزار تومان در بازار به فروش می‌رسد اذعان کرد: لذا برنج ایرانی با چنین شرایطی نمی‌تواند در سبد کالایی قرار گیرد. از سوی دیگر برنج ایرانی در داخل کشور یک دست نبوده و نمی‌توان یک نوع برنج را در بین 15 میلیون خانوار توزیع کرد.

به گفته رییس کمیسیون واردات اتاق بازرگانی ایران این حجم برنج ایرانی به طور یکنواخت در کشور وجود ندارد و ممکن است توزیع برنج ایرانی در سبد کالایی به نحوی باشد که یک خانواده به طور اتفاقی برنج مرغوب‌تری نسبت به خانواده دیگر به دست آورد.

حریری درباره واردات کالاهای استراتژیک و واردات انبوه برنج هندی نیز بیان کرد: به طور کلی از اواخر دولت قبل و اوایل دولت فعلی واردات کالاهای استراتژیک جزو سیاست‌ها بوده است. شرکت بازرگانی دولتی ایران برنج هندی با تناژ بسیار بالا وارد کرده و این برنج‌ها نمی‌تواند تا ابد در انبارها بماند و باید به هر نحو توزیع شود.

او با بیان‌ این‌که خرید دو میلیارد دلار برنج در یک سال و نیم گذشته سوال‌های زیادی را در اذهان جامعه ایجاد کرده است بیان کرد: خرید این میزان برنج در تجارت کشور بی سابقه بوده است. در حال حاضر نیز کمیسیون واردات اتاق بازرگانی ایران به این موضوع ورود کرده و موافقان و مخالفان واردات برنج قرار است با یکدیگر به مذاکره بنشینند 

نوشته های جلال و مهندس ضیا گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393
مهندس ضیا گنجارودی در تخت جمشید

 "سلام"

افسانه
آمدم بر مزاری نشسته
 چنگ سازنده ی من به دستی
 دست دیگر یکی جام باده
نغمه ای ساز ناکرده، سرمست
 شد ز چشم سیاهم، گشاده
نیما یوشیج

611

"سفر به مرکز و جنوب؟!"

7

جای جای تخت جمشید را به نظاره می نشینم

و

عکس های فراوانی از آن می گیرم

از تمامی زوایایش

به تپّه های شرقی آن می شتابم

تا منظره بی مانند تخت جمشید را از ارتفاع به نظاره بنشینم

و

از فضای کلّی آن، عکس ها بگیرم

زیباست

نمی توان توصیفش کرد

فقط باید دید

و

در اعماق آن فرو رفت

و

تاریخش را تصوّر کرد
ادامه دارد

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393
تصاویری از تخت جمشید

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393 
جلال گنجارودی در پاسارگاد

"سلام"

افسانه
 قطره قطره سرشک پر از خون
 در همین لحظه، تاریک می شد
 در افق، صورت ابر خونین
 در میان زمین و فلک بود
نیما یوشیج

612

"سفر به مرکز و جنوب؟!"

۸ 

هنوز خسته نشده ام

و

هنوز مشتاق ماندن

چاره ای نیست

باید به سوی پاسارگاد رفت

تا مقبره ی بی همتایِ کوروش را از نزدیک دید

و

می بینم

و

در شگفتم که چگونه اینهمه سال

با همه ی بی مهری ها دوام آورده است

و

البته عظمت آن همگان را مسحور خود ساخته

و

از خرابیش مانع شده

حتّی در برابر سرما و گرما

و

باد و باران و برف

و

جهل و نادانی

جلال گنجارودی

6-1-1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393
مهندی ضیا گنجارودی در پاسارگاد

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393
پاسارگاد-مقبره کوروش بزرگ

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393
تصاویری از پاسارگاد و تخت جمشید-نوروز ۱۳۹۳

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393 

پاسارگاد

http://neveshtehayejalal.blogfa.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 8:26  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

 نوشته های جلال و جلال و مهندس ضیا گنجارودی در تخت جمشید-نوروز 1393
مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید
مقبره کوروش هخامنشی
 
 

آمار شگفت ‌آور تصرف‌ غیرقانونی سواحل‌ نوشهر

از ۱۰۰ درصد سواحل دریای نوشهر تنها ۱۰ درصد آن برای استفاده مردم و مسافران و گردشگران باقی مانده است و بخش زیادی از آن به‌طور غیرقانونی در تصرف اشخاص قرار گرفته است.

جلسه بررسی ساخت و ساز غیرمجاز با حضور مدیران شهرستانی و بخش کجور و بخش مرکزی نوشهر در محل فرمانداری نوشهر برگزار شد که در آن آمار و ارقام‌هایی ارائه شد که سبب شگفتی می‌شود.

یکی از آمارهای شگفت‌آور اینکه از ۱۰۰ درصد سواحل دریای نوشهر تنها ۱۰ درصد آن برای استفاده مردم و مسافران و گردشگران باقی مانده است و بخش زیادی از آن به‌طور غیرقانونی در تصرف اشخاص قرار گرفته است. 

فرماندار نوشهر خواستار ورود جدی آب منطقه‌ای استان برای جلوگیری از ساخت‌ و سازهای غیرمجاز در حریم رودخانه‌ها و سواحل شد. 

محمدعلی قمی‌اویلی بر ضرورت جلوگیری جدی‌تر از ساخت و سازهای غیرمجاز تاکید کرد و گفت: برخی موارد دیده می‌شود که در قالب دهکده جهانی اقدام به فروش زمین‌های هکتاری به صورت قطعه‌بندی شده با قیمت‌های فریبنده به فروش می‌رود. 

وی با اشاره به اینکه این مسئله آسیب جدی محسوب می‌شود و باید براساس قانون برخوردهای لازم صورت گیرد، افزود:

 عمده مشکل ساخت و سازهای غیرمجاز در حریم رودخانه‌ها است که تجاوز به حریم آن صورت می‌گیرد. 

فرماندار نوشهر تصریح کرد:

 تجاوز به رودخانه‌ها و ورودی سواحل یکی از مشکلات جدی در شهرستان نوشهر است که در این باره در راستای جلوگیری و برخورد با متخلفان باید تمامی دستگاه‌ها همچون شهرداری، بخشداری، دهیاران، نیروی انتظامی، دستگاه قضایی با یکدیگر همکاری تنگاتنگی داشته باشند. 

وی با اعلام اینکه در آستانه عید نوروز قرار داریم باید تدابیری اندیشیده شود تا مردم و مسافران و گردشگران بتوانند بیشتر و راحت‌تر از مواهب دریا و ساحل بهره‌مند شوند، خاطرنشان کرد:

 باید آب منطقه‌ای مازندران و امور آب در این زمینه ورود جدی پیدا کنند و به سازه‌های غیرمجاز در حریم‌های منابع آبی همچون رودخانه‌ها حساسیت بیشتری نشان دهند. 

کارشناس امور سواحل اداره کل بنادر و دریانوردی مازندران - منطقه نوشهر نیز گفت: برخی با پیشروی به سمت دریا و خشک کردن آن، زمین‌های زیادی را از دریا گرفتند. 

موسی بهزادی افزود: در این ارتباط تاکنون ۵۴ پرونده تشکیل شد و ۱۳ پرونده در دادرسی قرار دارد که مربوط به چهار سال قبل است. 

وی تصریح کرد: ساخت و سازهای غیرمجاز و تصرف سواحل به یک معضل در نوشهر تبدیل شده است به طوری که از ۱۵۰ پرونده استانی، تعداد ۵۴ پرونده متعلق به نوشهر است و این آمار نگران کننده‌ای است. 

این مسئول بیان کرد: برخی ادارات از مصوبات برداشت اشتباه درباره ساخت و سازهای غیرمجاز و مالکان آن دارند در حالی که قانون همه چیز را به‌طور واضح بیان کرده است و همه چیز مشخص است و باید برابر با قانون برخورد شود. 

این کارشناس امور سواحل گفت: دو هفته قبل در چالوس حدود دو هزار و ۱۰۰ متر زمین توسط افراد از دریا استحصال شد که پرونده به مراجع قضایی رفت. 

بهزادی اظهار داشت:

حتی دیده شده است که فردی در یک هفته چهار هزار متر زمین از دریا استحصال کرده است که باید در این باره با جدیت بیشتری ورود پیدا کرد و با متخلفان برخورد قانونی انجام شود تا دیگر شاهد چنین پدیده‌هایی نباشیم. 

وی تصریح کرد:

 در شهرستان نوشهر از ۱۰۰ درصد سواحل دریا در این منطقه تنها ۱۰ درصد آن در دو نقطه ساحل گردشگری سیترا و سی‌سنگان برای استفاده مردم، مسافران و گردشگران باقی مانده است و بخش زیادی از آن به‌طور غیرقانونی در تصرف اشخاص قرار گرفته است. 

رئیس فرودگاه نوشهر نیز ضمن ابراز نگرانی از ساخت و سازهای غیرمجاز در اطراف فرودگاه نوشهر گفت:

هر روز شاهد ساخت و سازهای غیرمجاز و تغییر کاربری زمین‌های زراعی و کشاورزی در اطراف فرودگاه هستیم و این نگران‌کننده شده است. 

علی متانت بیان کرد:

 از نظر قانونی هر گونه تغییر کاربری در اطراف فرودگاه ممنوع است اما اینکه چگونه این تغییر کاربری‌های در اطراف فرودگاه نوشهر اتفاق می‌افتد جای سوال است. 

وی اظهار داشت:

 ساخت و سازهای غیرمجاز و با ارتفاع در اطراف فرودگاه نوشهر سبب اختلال در فرود و پرواز هواپیما می‌شود و این می‌تواند در آینده فرودگاه را با چالش جدی روبرو سازد. 

رئیس فرودگاه نوشهر تصریح کرد:

 انتهای باند فرودگاه نوشهر به محدوده رودخانه چالوس منتهی می‌شود و با توجه به اینکه در بستر رودخانه تجاوز صورت گرفته است رودخانه به سمت دیواره بتونی فرودگاه تغییر مسیر داده است و خطر تخریب این دیواره را تهدید می‌کند.ن 

بخشدار مرکزی نوشهر نیز گفت:

در بخش مرکزی نوشهر ۳۰ هزار خانوار زندگی می‌کند که یک سوم ساخت و سازها در این منطقه غیرمجاز است و شرایط از این منظر بحرانی است. 

مصدق آزادیان افزود:

اکنون سه هزار و ۵۰۰ هکتار زمین در این بخش وجود دارد که اگر این میزان هم حفظ و حراست نشود در آینده‌ای نه چندان دور شاهد تولد یک روستا شهر بزرگ در مازندران خواهیم بود. 

وی تصریح کرد:

 در حوزه منابع طبیعی برای افراد بومی سخت‌گیری اعمال می‌شود تا مدیریت انجام شود اما اکنون در جاده چِلَک به روستای علیاسر حدود ۵۰ پرونده ساخت و ساز غیرمجاز وجود دارد و این ساخت و سازهای غیرمجاز که ارزش میلیاردی دارند خدمات برق و آب و ... هم دریافت کردند. 

بخشدار مرکزی نوشهر ابراز کرد:

بخش مرکزی نوشهر بصورت جلگه‌ای - جنگلی است و تغییر کاربری آنها بسیار مخرب و آسیب‌زا است و بنابراین باید با جدیت با متخلفان برخورد شود. 

بخشدار کجور نیز اظهار داشت:

 در سال گذشته بسیاری از واحدهایی که به‌صورت غیرمجاز و بعضا در اراضی کشاورزی احداث شده بودند را تخریب کامل کردیم. 

به گزارش فارس، نادر موسوی‌زاده افزود:

مسئولان شهرستان نوشهر باید ورود بیشتری به کجور داشته باشند و در جلوگیری از ساخت و سازهای غیرمجاز و بی‌رویه در کجور اقدامات موثرتری داشته باشند چرا که اگر امروز پیشگیری نشود می‌تواند خطر بزرگی برای آینده کجور در پی داشته باشد.

نوشته های جلال و مهندس ضیا و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393

"سلام"

افسانه
سال ها در غم و انزوا زیست
قصه ی عاشقی پر ز بیمم
گر مهیبم چو دیو صحاری

نیما یوشیج

608

"سفر به مرکز و جنوب؟!"

4

ساعت 20 را نشان می دهد و ما در شیراز هستیم

شام و استراحت و خواب

هوای 8 صبح شیراز بسیار دل انگیز می باشد

همه جا خیس می باشد

و

این به لطف بارانی است که دیشب باریده

گویی که خورشید در آسمان شیراز

زیباتر از هر جای دیگر می باشد

شهرِ حافظ و سعدی

شهر باغِ اِرَم

+

ساعتِ 10 صبح به باغِ ارم می رسیم

واقعا زیبا می باشد

دیدن باغ ارم در شیراز را از دست ندهید

و

عکس های یادگاری در پناه درختان

و

در کنار گلهای زیبایش را

ادامه دارد

نوشته های جلال و مهندس ضیا و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393
مهندس ضیا در باغ ارم-شیراز

نوشته های جلال و مهندس ضیا و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393
مهندس ضیا گنجارودی در شیراز-باغ ارم

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393

نوشته های جلال و آقا امید جوان شیرازی- گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393
امید شعله ور شیرازی

نوشته های جلال و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393

نوشته های جلال و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393

نوشته های جلال و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393

نوشته های جلال و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393

نوشته های جلال و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393

نوشته های جلال و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393

نوشته های جلال و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393

نوشته های جلال و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393

نوشته های جلال و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393
تقدیم به شما دوست عزیزم

نوشته های جلال و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393

نوشته های جلال و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393

نوشته های جلال و گذری از باغ ارم، سعدیّه و حافظیّه در شیراز-نوروز 1393

+


نوشته های جلال و مهندس ضیا گنجارودی در تخت جمشید-نوروز 1393 
مهندس ضیا گنجارودی در تخت جمشید 

"سلام"

افسانه
 ور مرا پیرزن روستایی
 غول خواند ز آدم فراری
 زاده ی اضطراب جهانم
نیما یوشیج

609

"سفر به مرکز و جنوب؟!"

5

بعد از باغ ارم به دیدار حافظ و سعدی می رویم

جمعیت در هر 3 نقطه از فضای شیراز موج میزند

جای سوزن انداختن نیست

واقعا ازدحام جمعیّت است

همه مهربانند

همه شادند

همه خوشحالند

گویی به همه ی آرزو های شان رسیده اند

+

تا دلت بخواهد با دوربینِ در دستم

عکس های یادگاری می گیرم

از همه می گیرم

از فضاهای سرسبز

از آدم ها

از همراهان

باز هم تشنه ی آنم که عکس های دیگری بگیرم

امّا چاره ای نیست

چرا که وقت رفتن هست

همه باید برویم

هرکسی به سوی قرار خودش می رود

و

البته ما هم به سوی تخت جمشید

و

پاسارگاد بی همتا

+

ساعتِ شیراز، ساعتِ 20 را نشان میدهد

تا فردا تامّلی خواهیم کرد

و

دیدار با تاریخِ کهن

و

بی مثالِ ایرانِ ما

ادامه دارد

نوشته های جلال و شکوه تمدن ایران-شیراز تخت جمشید-نوروز 1393

شکوه تمدن ایران

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir)
هخامنشیان نام سلسله پادشاهی در ایران دوره باستان است.
 از هخامنشیان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است
و
بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می‌کرده‌اند.
 تخت جمشید واقع در نزدیکی شهر شیراز،
طی سالیان دراز پایتخت باشکوه
و
تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخامنشیان بوده‌ است.
هر ساله گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن این شاهکار باستانی به شیراز سفر می کنند.
 این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است.

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در حافظیّه-شیراز -نوروز 1393
جلال و مهندس ضیا در حافظیه شیراز

نوشته های جلال و مهندس ضیا گنجارودی در حافظیّه-شیراز -نوروز 1393
مهندس ضیا در حافظیه شیراز

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در حافظیّه-شیراز-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در حافظیّه-شیراز -نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در حافظیّه-شیراز -نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در حافظیّه-شیراز -نوروز 1393
مناظری از حافظیه شیراز

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در حافظیّه-شیراز -نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در حافظیّه-شیراز -نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در حافظیّه-شیراز -نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در حافظیّه-شیراز -نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در حافظیّه-شیراز -نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در حافظیّه-شیراز -نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در حافظیّه-شیراز -نوروز 1393

نوشته های جلال و حافظیه -شیراز-1393

+

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393
تخت جمشید
شکوه عظمت تاریخ ایران و ایرانی
 
"سلام"

افسانه
یک زمان دختری بوده ام من
 نازنین دلبری بوده ام من
 چشم ها پر ز آشوب کرده
 یکه افسونگری بوده ام من
نیما یوشیج

610
"سفر به مرکز و جنوب؟!"
6

شهر شیراز را با مردان و زنانش وا می گذاریم
هر چند دل کندن از بزرگان و تاریخش بسیار سخت
البته دل خوشی مان این است که همچنان در استان فارس
و
اطراف شیراز هستیم
+
9 صبح خود را به تخت جمشید می رسانیم
نزدیک و نزدیک تر می شویم
باور کردنی نیست،
اینهمه شکوه،
اینهمه عظمت،
اینهمه بزرگی،
همه اش مال ایران است
همه اش مال ایرانی است
همه اش افتخار است
و
هزاران سال است که در تاریخ بشریّت می درخشد

+

میگویم، اگر تخت جمشید را از تاریخ جهان برداریم
شاید چیزی برای تاریخ انسان باقی نماند
یکی از دوستان می گوید
حسادت اسکندر تخت جمشید را به آتش کشید
و
همه ی کسانی که عظمت تخت جمشید
و
تاریخ ایران را سبک می شمارند،
آنان هم در به آتش کشیدن تخت جمشید شریکند

و 
تاریخِ بشر با فرهنگ و بزرگ
حسادت و پستی آنان را فراموش نخواهد کرد.
زنده باد ایران
پاینده باد تخت جمشید

ادامه دارد

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393
مهندس ضیا گنجارودی در تخت جمشید

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393
جلال در تخت جمشید

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393
جلال در پاسارگاد

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393 

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در تخت جمشید و پاسارگاد-نوروز 1393

http://neveshtehayejalal.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 11:55  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و مهندس ضیا گنجارودی در پاسارگاد-نوروز 1392
مهندس ضیا گنجارودی در پاسارگاد
(مقبره کوروش هخامنشی)
 

گیلان، فقیرترین استان کشور

مدیرکل کمیته امداد گیلان به وجود فقیرترین کشاورزان کشور در این استان اشاره کرد و گفت:

گیلان فقیرترین استان کشور است.

آفتاب:

حسین علی‌محمدی عصر امروز در دیدار با کاروان خبری کمیته ارتباطات و اطلاع‌رسانی دهه فجر انقلاب اسلامی گیلان اظهار کرد:

82 هزار سالمند روستایی زیر پوشش کمیته امداد در استان هستند.
وی گیلان را پیرترین استان کشور از نظر جمعیتی عنوان کرد و افزود:

ماهانه 5 میلیارد و 400 میلیون تومان هزینه کمک معیشتی به مددجویان زیر پوشش کمیته امداد در گیلان پرداخت می‌شود.
علی‌محمدی خواستار افزایش پرداخت یارانه نقدی به مددجویان زیر پوشش کمیته امداد شد و بیان کرد:

پیشنهاد افزایش پرداخت یک سوم حقوق به مددجویان زیر پوشش کمیته امداد را به مسئولان ارائه کردیم و دولت در این زمینه باید مصوبه مجلس را داشته باشد.
مدیرکل کمیته امداد گیلان کشاورزان این استان را فقیرترین کشاورزان کشور خواند و تصریح کرد:

گیلان فقیرترین استان کشور است.
وی 92 درصد مالکیت باغ‌های چای را کمتر از دو هکتار در گیلان ذکر کرد و یادآور شد: طبق نظر کارشناسان مالکیت کمتر از پنج هکتار باغ‌های چای صرفه اقتصادی ندارد و هزینه تولید بیشتر از درآمد است.
علی‌محمدی با بیان اینکه تمام روستائیان بالای 60 سال در گیلان نیازمند هستند، خاطرنشان کرد:

گیلان دارای پیرترین جمعیت در کشور است.
مدیرکل کمیته امداد گیلان با اشاره به بیماران زیر پوشش این کمیته در استان، اظهار کرد:

گیلان رتبه نخست بیماران صعب‌العلاج نسبت به جمعیت در کشور را دارد.
وی رقم بالای بیماران صعب‌العلاج در گیلان را نگران‌کننده خواند و بیان کرد: بیماران سرطانی بیشتری بیماران صعب‌العلاج گیلان را تشکیل می‌دهند.
علی‌محمدی زیر پوشش گرفتن 9 هزار زن سرپرست خانوار را از جمله اقدام‌های کمیته امداد در گیلان دانست و تصریح کرد:

امسال هشت میلیارد تومان حق بیمه زنان مذکور از طرف کمیته امداد به صندوق بیمه تامین اجتماعی واریز شده است.
به گزارش فارس، مدیرکل کمیته امداد گیلان طرح شهید رجایی را از دیگر اقدام‌ها برای کمک به نیازمندان در روستاها دانست و یادآور شد:

754 میلیارد تومان از زمان آغاز طرح مذکور تاکنون به زنان سرپرست خانوار کمک شده است.

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392
پاسارگاد
(مقبره کوروش هخامنشی) 

"سلام"

افسانه
 من یک آواره ی آسمانم
 وز زمان و زمین بازمانده
 هر چه هستم، بر عاشقانم
 آنچه گویی منم، و آنچه خواهی
نیما یوشیج

605

"سفر به مرکز و جنوب؟!"

1

ساعت 7 صبح را نشان می دهد

از کمربندی کاشان به سمت اردستان

و

نایین و اردکان

و

سرانجام یزد.

+

شهرهای مسیر ما

بیشتر به روستاهای بزرگ شباهت دارند

تا شهرهای صنعتی و مدرن

+

به تاریکی شب نزدیک میشویم

ادامه ی مسیر تا صبح فردا

به دم و دستگاه شوفاژی تکیه داده ام

تا از گرمای آن استفاده نمایم

+

ادامه سفر نوروزی مان به سمت شهر بابک

و

سیرجان و حاجی آباد و بندر عباس

و

سرانجام جزیره ی قشم میباشد

ادامه دارد

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392
مهندس ضیا و جلال گنجارودی

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392
شترهای سرِ راهی بعد از یزد

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392

 نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392
جلال گنجارودی در حاجی آباد(قبل از بندر عباس)

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392

نوشته های جلال و آنچه که امسال در سفر به مرکز و جنوب ایران به ثبت رساندم-نوروز 1392 

"سفر به مرکز و جنوب؟!"

2

5 شنبه ساعت ۷ صبح به سوی درگهان(۱)

در جزیره ی قشم حرکت می کنیم

تا همراهان از بازارچه ای که در این منطقه شکل گرفته

و

بسیار معروف هم شده است خرید نمایند

در ورودی همه ی مغازه ها

کلمه ی حراج به چشم می خورد،

+

صاحبِ مغازه ای می گوید

80 درصد فروشندگان در این پاساژ گیلانی هستند

و

در کارشان بسیار موفّق

+

راست می گفت

اقلا همراهان من

بیش از 2 میلیون تومان خرید نمودند

و

خریداران در مغازه ها موج می زدند.

+

ناهار را در پناه سایه ای که به همّت پاساژی ایجاد شده بود میل نمودیم

به منطقه ای در همان نزدیکی میرویم تا سوار بر قایق

به نظاره ی حرکات نمایشی دولفین ها بنشینیم

ساعت 1۸ به سمت شهر قشم حرکت می کنیم

ادامه دارد

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391
مهندس ضیا و جلال گنجارودی در آبهای خلیج فارس

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391
جلال گنجارودی در جزیره قشم

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391
جلال گنجارودی در جزیره قشم

نوشته های جلال و جلال گنجارودی و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و جلال گنجارودی و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391
بندر پل۲

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391
جزیره قشم

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

نوشته های جلال و جلال گنجارودی و تصاویری از جزیره قشم، بندر پل و درگهان-نوروز 1391

 ۱-درگهان

دَرْگَهان یکی از شهرهای استان هرمزگان در جنوب ایران است.

 این شهر از توابع بخش مرکزی شهرستان قشم است.

 این شهر در بیست کیلومتری و غرب شهر قشم واقع شده است.

 درگهان تا پیش از سال ۱۳۸۵ یک روستا بود.

جمعیت درگهان در سال ۱۳۸۵، برابر با ۸۰۰۲ نفر بوده‌است.

این شهر از زمان‌های دور مرکز تجاری جزیره قشم و مهم‌ترین بندرگاه این نواحی بوده و می‌باشد.

در حال حاضر نیز با داشتن مراکز تجاری متعدد و مشهور خودش میعادگاه خیل عظیم مسافرانی می ‌باشد که گاه فقط برای بازدید از غروب به یادماندنی این شهر به همراه خرید از مراکز تجاری آن به جزیره قشم سفر می‌کنند.

 مردم بندر درگهان بسیار خونگرم، مهربان و مهمان نواز می‌باشند و در میان اهالی جزیره قشم و استان هرمزگان به مردمان رئوف مشهورند.

مردم این شهر مسلمان و اهل تسنن بوده و کمتر از ۳٪ مهاجرین از سایر شهرهای ایران به مذهب اهل تشیع در آن ساکن می‌باشند و به همین نسبت دارای مساجد متعدد زیبای اهل سنت و یک مسجد اهل تشیع است.

 از مناظر زیبا و به یادماندنی این شهر تماشای طلوع و غروب خورشید از روی اسکله قدیم می‌باشد.

 این شهر دارای ۱۱ مسجد، ۶ مدرسه ابتدایی پسرانه و دخترانه(هر کدام ۳ مدرسه)، یک مدرسه راهنمایی پسرانه و یک مدرسه راهنمایی دخترانه، دو دبیرستان پسرانه و یک دبیرستان دخترانه می‌باشد.

علاوه بر این دارای بانک‌های ملی، ملت، تجارت، صادرات(۲ شعبه)، رفاه، سپه، کشاورزی و موسسه مالی و اعتباری قوامین می‌باشد.

مرکز درمانی این شهر در میان روستاهای اطراف مرکزیت داشته ۳ خانه بهداشت بندر درگهان را نیز پوشش می‌دهد.

از مهمترین مراکز تجاری آن می ‌نوان به بازارهای زیبای دودلفین، مروارید، صدف، نگین، زمرد و اطلس اشاره کرد که در کنار بازار بزرگ قدیم این شهر قرار گرفته ‌اند و رونق بخش توریسم آن هستند.
++

+

۲-بندر پل

بندرپل در جنوب ایران و در کنار سواحل استان هرمزگان قرار دارد و از توابع شهرستان بندر خمیر می‌باشد.

نزدیکترین راه آبی سرزمین مادر به جزیره قشم می‌باشد.

دارای جمعیتی بالغ بر ۵۰۰۰ نفر می‌باشد.

در ایام تعطیلات نوروز جمعیتی ۱۰۰ هزار نفری برای رفتن به جزیره قشم از این بندر عبور می‌کنند.

+

بزودی در این بندر کار احداث پل خلیج فارس اغاز خواهد شد و سرنوشت اقتصادی این منطقه بشدت تغییر خواهد کرد.

اولین کارگاه تولید سنگ دانه بندی شده استان هرمزگان در سه کیلومتری این بندر قرار دارد.

 این بندر در فاصله ۵۰ کیلومتری با بندر شهید رجایی یکی از بزرگترین بنادر کشور قرار دارد.

+

بندرپل شامل روستاهای چاه صحاری، پل گل ‌کن، پل انگور، پل شرقی، گری شیخ، چاهرو، درگور، آل درویش و کسه می ‌باشد.

 به روایت سدید السلطنه روستای پل انگور قدیمیترین روستای این منطقه بوده است که در قدیم کاروانها از طریق پل انگور به جزیره قشم می‌رفتند

بعدها به دلیل زلزله شدید وتخریب پل انگور مردمان از این منطقه مهاجرت کرده و پس از چندین سال به این منطقه باز گشته اند و در سمت شرق روستای مخروبه ساکن شده و انجا را پل شرقی نام نهادند.

در بندرپل و خونو نمکی بوده که از کوه استخراج می‌شد و به نمک کوهی شهرت داشته‌است.

 دو گونه نمک کوهی شناخته شده ‌است که نوع نخست آن تیره رنگ و شبیه سنگ مرمر بوده و به آن نمک نر و گوپال نیز می‌گفتند.

 این نوع نمک به کلکته صادر می‌شد

و

نوع دوم از دره‌های همان کوه تهیه می‌شد و حاصل تحولاتی بود که پس از بارندگی رخ می‌داد.

 بدین ترتیب که املاح کوههای حاوی نمک به سمت دره‌ها سرازیر و پس از تبخیر به نمک تبدیل می‌شد.

ساکنان منطقه به آن نمک ماده می‌گفتند.

+

بیشتر مردم بندرپل سنی شافعی و گروه اندکی نیز شیعه هستند که شیعیان بندرپل اصالت مینابی، بشاگردی و رودانی دارند و از آن مناطق به بندرپل مهاجرت کرده‌اند.

+

زبان مردم بندرپل فارسی جنوبی است که بسیاری از واژه‌های پهلوی و پارسی دری و شباهت‌ هایی با زبان‌های کردی، لری و بلوچی دارد.

 به دلیل تماس با حوزهٔ جنوبی خلیج فارس و حضور اعراب در حاشیهٔ شمالی این دریا، برخی واژه‌های عربی نیز وارد زبان ساکنان بندرپل شده‌است.

به روایت سدید السلطنه

 «در پل شایع است که آنجا را بدین سبب پل نامیدند که در ازمنة قدیم از پل تا به بندر لافت که در جزیرة قشم است، پل کشیده بودند.»

+

سکونتگاه اریتره بنابه روایت آگاتارخیدوس کرانهَ شمالی خلیج فارس که مرتعی حاصلخیز بوده ، بیان شده است .

 مادیان های وی بر اثر حملهَ شیران از آب گذشته اند و به قشم رفته اند که این مکان به عقیده بسیاری از مورخین خونو یا نخلستان پل انگور می باشد.

 بنابراین، آبهای حد فاصل قشم و خشکی بزرگ ایران یعنی تنگهَ خوریان فعلی مسیر گذر اریتره و قومش بوده است که احتمالاً" در حوالی بندر پل و خمیر فعلی سکونت داشته اند.


نوشته های جلال و جلال گنجارودی در تخت جمشید-نوروز 1393 
جلال گنجارودی در تخت جمشید 

"سلام"

افسانه
 عاشق: تو یکی قصه ای؟
افسانه: آری، آری
 قصه ی عاشق بیقراری
نا امیدی، پر از اضطرابی
 که به اندوه و شب زنده داری
نیما یوشیج
607

"سفر به مرکز و جنوب؟!"

3

امشب که ساعت 20 و 30 دقیقه سال نو و تر و تازه میشود

همراهان همگی در تقلا هستند

تا سفره ی 7 سین را در جزیره قشم تدارک ببینند

و

سال نو را به هم

و

در فاصله ی 1300 کیلومتری از شهر و دیار خود تبریک بگویند

هر چند این نقطه تا زادگاهم گنجارود

بیش از 1800 کیلومتر فاصله دارد
+
برای شام، غذای ماهی تدارک دیده ایم
تا جبران عدم توقّف در بندر عباس را نموده باشیم

فردا از مسیر لار و لارستان عازم شیراز

و

پس از آن اصفهان خواهیم بود

از شما چه پنهان که

همه ی هوش و حواس من و همراهانم به شیراز

و

تخت جمشید و پاسارگاد

می باشد
+
4 شنبه شب خیلی کم و به زحمت خوابیدم

می گویند خواب کافی(7 تا 8 ساعت در شب)

بسیاری از امراض ضعیف و قوی را از انسان دور نگه میدارد
ادامه دارد

نوشته های جلال و مهندس ضیا گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393
مهندس ضیا گنجارودی در بندر پل در جزیره قشم

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393
جلال در بندر پل در جزیره قشم

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393
جلال و مهندس ضیا در جزیره قشم

نوشته های جلال و مهندس ضیا گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393
مهندس ضیا در جزیره قشم

نوشته های جلال و مهندس ضیا در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393
تصاویری از بندر درگهان به سمت بندر پُل در جزیره قشم -نوروز ۱۳۹۳

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393


نوشته های جلال و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

نوشته های جلال و مهندس ضیا و جلال گنجارودی در جزیره ی قشم و بندرهای پل و درگهان-نوروز 1393

http://neveshtehayejalal.blogfa.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393ساعت 11:32  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و این دختر خوشگل در لباس محلّی قاسم آبادی(بهار گنجارودی) 16-12-1392-کرج
بهار گنجارودی(پیشاپیش نوروزتان مبارک) 

"سلام"

خانه ام ابریست

خانه ام ابریست
یکسره روی زمین ابریست با آن.
از فراز گردنه خرد و خراب و مست
باد می‌پیچید.
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من!
آی نی زن که ترا آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟
خانه ام ابری ست اما
ابر بارانش گرفته‌ست
در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم،
من به روی آفتابم
می‌برم در ساحت دریا نظاره
و همه دنیا خراب و خرد از باد است
و به ره، زن که دائم می نوازد نی، در این دنیا ابراندود
راه خود را دارد اندرپیش
نیما یوشیج
 

نوشته های جلال و این دختر خوشگل(بهار گنجارودی) 16-12-1392-کرج
بهار گنجارودی(پیشاپیش نوروزتان مبارک)

نوشته های جلال و این دختر خوشگل در لباس محلّی قاسم آبادی(بهار گنجارودی) 16-12-1392-کرج
بهار گنجارودی در لباس قاسم آبادی

نوروز یکی از شاخص‌های هویت ایرانی است

نوروز یکی از شاخص‌های هویت ایرانی است و ایرانیان در تمامی ادوار تاریخ خود در هر دوره و عصری این سنت را پاس داشته‌اند. زمانی بر سر سفره هفت‌سین اوستا و در عصر دیگر قرآن قرار داده و به این ترتیب سنت نوروز را نسل به نسل منتقل کرده‌اند. اما ریشه‌های اسطوره‌ای و جامعه‌شناختی نوروز و از آن مهم‌تر آموزه‌های این عید چیست؟

نوروز وجه مشترک تمام ایرانیان است. مسلمان، غیرمسلمان، کرد، بلوچ، فارس، آذری و ... همه در برگزاری یک آئین اتفاق‌نظر دارند و آن‌هم نوروز است. نوروز یکی از شاخص‌های هویت ایرانی است و ایرانیان در تمامی ادوار تاریخ خود در هر دوره و عصری این سنت را پاس داشته‌اند. زمانی بر سر سفره هفت‌سین اوستا و در عصر دیگر قرآن قرار داده و به این ترتیب سنت نوروز را نسل به نسل منتقل کرده‌اند. اما ریشه‌های اسطوره‌ای و جامعه‌شناختی نوروز و از آن مهم‌تر آموزه‌های این عید چیست؟ در این‌باره نکات زیر قابل توجه است:
۱. جمشید چهارمین شاه پیشدادی پس از برتری بر دیوهای پلید و پلشت از آنان خواست تختی مرمرین آماده کرده تا بتواند به پرواز درآید. آنان سخن شاه را اجابت و وی پس از چند روز سیر و سفر در اولین روز بهار به زمین بازگشت و آن روز را نوروز نامیدند و مردم شادی‌ها کردند.
۲.
براساس اعتقاد ایرانیان در دوره باستان اهورامزدا جهان را در چند مرحله خلق کرد؛ نخست آسمان را آفرید و سپس به ترتیب آب، زمین، گیاه و حیوان را خلق کرد و در ششمین مرحله انسان را آفرید که او را کیومرث نام نهاده‌اند و پایان خلق کیومرث نوروز بود.
۳.
فراتر از نگاه اساطیری باید به نوروز نگاه جامعه‌شناختی داشت. واقعیت این است ایران سرزمینی در کمربند بیابانی جهان و با معدود رودخانه دائمی است. سرآغاز بهار نویدبخش رویش طبیعت و سرسبزی آن است تا ایرانی بتواند به حیات و زندگی خود ادامه بدهد؛ پس جای تعجب نیست که آغاز فصل رویش را جشن گرفته و به استقبال بهار برود اما انتخاب زمان اعتدال بهاری برای سال جدید نشان از هوش و ذکاوت ایرانی دارد.
۴. مهمتر از نگاه اسطوره‌ای و جامعه‌شناختی به نوروز آن است که بتوان از نوروز عبرت گرفت. نوروزها آمده‌اند و رفته‌اند و خواهند آمد و خواهند رفت مهم آن است که نوروز برای ایرانیان روز نو باشد و هر نوروز به خودآگاهی هرچه بیشتر ما نسبت به تاریخ، محیط، طبیعت و خودمان منجر شود. از اسطوره‌ی نوروز تا آموزه‌ی نوروز راهی نیست اگر اهل عبرت باشیم.

درودی به گرمی مهر سپر

به نوروز این جشن شادی و مهر

غرور هویت به ایران دهد

 زمین و زمان را ز نو جان دهد

"پیشدادیان"

کیومرث

کیومرث، مردم را فرمان می دهد تا با دیوان نبرد کنند.

کیومرث یا گیومرث در فارسی

گیومرت یا گیومرد در پهلوی

گَیومَرَتَن در اوستایی

نام نخستین نمونه ی انسان در جهانشناسی اساطیری مَزدَیَسنیان و نخستین شاه در شاهنامه است.
گیومرث در زبان اوستایی از دو جزء:

گَیو(به معنی زندگانی) و مَرَتَن(به معنی میرنده یا فناپذیر) تشکیل یافته ‌است.

گیومرث در شاهنامه

گیومرث در شاهنامه نخستین پادشاه دانسته شده ‌است که سی سال شهریاری جهان را بر عهده داشت.

در شاهنامه نیز مانند متون پهلوی به کوه‌نشینی کیومرث اشاره شده‌ است:

"که چون نو شد او بر جهان کدخدای  نخستین به کوه ‌اندرون ساخت جای"

به علاوه او کسی ‌است که پلنگینه(به معنی کلی‌ تر پوست جانوران) بر تن می‌کند و کشاورزی هم در زمان شهریاری او آغاز می‌ شود:

"سر بخت و تختش برآمد به کوه   پلنگینه پوشید خود با گروه

ازو اندر آمد همی پرورش   که پوشیدنی نو بُد و نو خورش"

از بعد از شاهنامه دیگر چندان نامی از کیومرث در ادبیات فارسی نمی‌بینیم.

کیومرث هرگز به شهرت شهریاران بزرگ بعدی چون جمشید و فریدون نرسید.

در شاهنامه کیومرث فرزندی دارد سیامک نام، که به دست فرزند اهریمن(در زمان حیات کیومرث) کشته می‌شود.

هوشنگ

هوشنگ(به اوستایی: haošyangha)، (به پهلوی: hōšang)؛ به معنای کسی که منازل خوب فراهم سازد، یا بخشنده ی خانه‌ های خوب، است.

لقب او در اوستا پَرَداتَ (Para-dāta)، به معنای مقدم و بر سر قرار گرفته، است.

این لقب در پهلوی(Pēš-dād) و در فارسی پیشداد شده‌ است.

نخستین شاه

هوشنگ در میان شاهان و پهلوانانی که در یشت‌ ها برای آنان قربانی می‌کنند، نخستین کس است.

نیز لقب وی ما را به این فکر وا می‌دارد که هوشنگ، در روزگاری که یشت‌ ها نوشته می‌شده، به عنوان نخستین شاهی شناخته می‌شده که بر جهان فرمان رانده.

همچنین می‌توان حدس زد که روزگاری در پاره ‌ای اساطیر محلی، وی را نخستین انسان می‌دانسته‌اند.

با توجه به اینکه در اساطیر ودایی، از هوشنگ نشانی نیست، و در آنجا جمشید (yama) بر همه مقدم است، شاید بتوان نتیجه گرفت که هوشنگ، خود لقبی برای جمشید بوده‌است، که بعدها شخصیتی مستقل شده‌است.

هوشنگ در شاهنامه

وی در شاهنامه، پسر سیامک و نوه ی کیومرث است که انتقام قتل سیامک را از اهریمن می‌گیرد و پس از کیومرث به پادشاهی جهان می‌رسد.

همچنین، یافتن آتش و برپایی جشن سده را در شاهنامه و اسطوره‌ های ایرانی به او نسبت می ‌دهند.

هوشنگ شاه، مردم زمان خود را با آبیاری و صنعت و جداکردن آهن و سنگ و ساختن ابزار و آلات آهنی آشنا ساخت و به ایشان کشت و زرع آموخت.

در شاهنامه، طبخ غذا، پختن نان و گله‌ داری از آموزه‌ های او برای مردم به شمار می‌رود.

هوشنگ و سپاهی از انسان ‌ها و جانوران(قصه‌ های شاهنامه) بر اساس قصه‌ های شاهنامه هوشنگ نوه کیومرث اولین پادشاه جهان بود.

سیامک پدر هوشنگ به خاطر دشمنی شیطان با کیومرث در جنگ با پسر شیطان کشته شد.

یک سال بعد از مرگ سیامک، کیومرث که خودش پیر شده بود هوشنگ را که یادگار سیامک و برایش عزیز بود را به جنگ پسر شیطان فرستاد.

همه ی موجودات از انسان‌ ها گرفته تا پریان و حیوانات دیگر دور هوشنگ جمع شدند.

حتی حیوانات هم هر کدام سپاهی تشکیل دادند و هوشنگ فرمانده ی همه ی آنها شد.

دیو سیاه با شنیدن خبر آمدن سپاه هوشنگ آسمان را پر از خاک کرد، طوری که توفان خاک همه جا را فراگرفت.

بعد دیوان به سپاه هوشنگ حمله کردند.

هوشنگ و سپاهش با دیوها درگیر شدند.

یکدفعه هوشنگ چشمش به دیو سیاه افتاد.

خودش را به او رساند و دست و پایش را گرفت و او را بالای سرش برد و سپس بر زمین کوبیدش.

بعد سر دیو را از تنش جدا کرد.

بعد از مرگ پسر شیطان کیومرث با خیالی آسوده از دنیارفت و هوشنگ جای او را گرفت.

هوشنگ پادشاهی عادل بود.

او آتش را به وجود آورد.

اولین کسی بود که آهن را شناخت و آن را از سنگ استخراج کرد.

از آهن ابزاری مثل تبر و اره و تیشه درست کرد.

همچنین هوشنگ به مردم کشاورزی آموخت.

جشن سده از هوشنگ به یادگار مانده.

یک روز هوشنگ در کوه ماری دراز و سیاه با دو چشم سرخ دید که از دهانش دود خارج می‌شد.

به سمت او سنگی را پرت کرد.

سنگ خرد شد و نوری به وجود آمد.

به این ترتیب با این که مار کشته نشد ولی آتش کشف شد.

هوشنگ از خدا به خاطر این که آتش را هدیه داده بود تشکر کرد.

همان شب کوهی از آتش درست کردند و جشن گرفتند و سده نام آن جشن است.

همچنین او حیوانات سودمند مانند گاو و خر و گوسفند را به شکل جفت جفت جدا کرد تا آنها را پرورش دهند.

هوشنگ ۴۰ سال حکومت کرد و پس از او طهمورث دیوبند پادشاه شد.

طهمورث

طهمورث یا تهمورث یا تهمورس از شخصیت‌های اساطیری ایرانی است.

وی از پادشاهان پیشدادی و در شاهنامه پسر هوشنگ به شمار می‌ آید.

طهمورث در شاهنامه

در شاهنامه از وی با لقب دیوبند(/دیٓوْبَنْد/) یاد می‌شود و پسر هوشنگ است.

لقب دیوبند یادآور چیرگی او بر دیوان و جادوان است که در متون کهن ‌تر هم به آن اشاره شده‌است.

طهمورث در ابتدای پادشاهی هدفش را:

شستن جهان از بدیها

کوته کردن دست دیوان از هر جا

و آشکار کردن چیزهای سودمند در جهان اعلام داشت.

چیدن پشمِ بُز و رشتن آن از آموزه‌های طهمورث برای مردمان بود

وی همچنین مردم را به ستایش جهان ‌آفرین تشویق کرد.

با راهنمایی های شَهْرَسْپ، دستور خردمند طهمورث، شاه از بدیها پالوده گشت و از او فره ی ایزدی تابید.

به چیرگی طهمورث بر اهریمن در شاهنامه هم اشاره شده ‌است.

پس از تابیدن فره ی ایزدی از طهمورث، او رفت و اهریمن را به افسون ببست و بر وی زین نهاد و زمان ‌تازمان سوار بر وی گرد گیتی می‌تاخت.

دیوان چون چنین دیدند به جنگ شاه برخاستند.

طهمورث دو بهره از ایشان را به افسون ببست و باقی را با گرز گران تارومار کرد.

چون ایشان را به بند کشید، دیوان به وی گفتند که اگر ما را رهایی بخشی تو را هنری یاد خواهیم داد که تا این زمان نشناخته باشی و آن هنر نبشتن بود :

کی نامور دادشان زینهار   بدان تا نهانی کنند آشکار

چو آزاد گشتند از بند او   بجستند به ناچار پیوند او

نبشتن به خسرو بیاموختند   دلش را به دانش برافروختند

نبشتن یکی نه که نزدیکِ سی   چه رومی چه تازی و چه پارسی

چه هندی چه چینی و چه پهلوی   نگاریدن آن کجا بشنوی

طهمورث سی سال پس از این واقعه بزیست.

این یادآور سی سال چیرگی طهمورث بر اهریمن(در متون کهن‌تر) است.

در شاهنامه به چگونگی مرگ طهمورث اشاره‌ای نشده‌است.

پس از وی جمشید، پسرش، به پادشاهی رسید.

جمشید

"جهانیان از شکوه و توانایی او(جمشید) خیره ماندند، گرد آمدند و بر بخت و شکوه او آفرین خواندند بر او گوهر افشاندند و آن روز را که نخستین روز از فروردین بود، نوروز خواندند".

جمشید یکی از پادشاهان اسطوره ‌ای ایرانی‌است و قدمتی بس کهن دارد.

نام او در اوستا و متون پهلوی و متنهای دوران اسلامی آمده‌است.

در اسطوره‌ های ایرانی کارهایی سخت بزرگ به او نسبت داده شده‌ است.

در شاهنامه، جمشید، فرزند طهمورث و شاهی فرهمند است که سرانجام به خاطر خودبینی و غرور فرّه ایزدی را از دست می‌دهد و به دست ضحاک کشته می ‌شود.

ضحاک دستور داد جمشید را با ارّه به دو نیم کردند.

جمشید در شاهنامه

"جهانیان از شکوه و توانایی او(جمشید) خیره ماندند، گرد آمدند و بر بخت و شکوه او آفرین خواندند بر او گوهر افشاندند و آن روز را که نخستین روز از فروردین بود، نوروز خواندند".

در شاهنامه جمشید فرزند تهمورث و شاهی فرهمند است که سرانجام در پی خود بینی، فره ایزدی را از دست می‌ دهد و به دست ضخاک کشته می ‌شود.

پادشاهی جمشید در شاهنامه هفت صد سال است.

کارهایی که انجام آن در شاهنامه به او نسبت داده شده ‌است :

ساختن ابزار جنگ

بر پایه ی گزارش شاهنمامه نخستین کاری که جمشید پیش گرفت ساختن ابزار جنگ بود تا خود را بدان‌ ها نیرو بخشد و راه را بر بدی ببندد.

آهن را نرم کرد و از آن "خود و زره و جوشن و خفتان و برگستوان" ساخت.

"جهانیان از شکوه و توانایی او(جمشید) خیره ماندند، گرد آمدند و بر بخت و شکوه او آفرین خواندند بر او گوهر افشاندند و آن روز را که نخستین روز از فروردین بود، نوروز خواندند".

پوشش مردمان

سپس به پوشش مردمان گرایید و از کتان و ابریشم و پشم جامه ساخت و رشتن و بافتن و دوختن و شستن را به مردمان آموخت.

بخش کردن مردمان به چهار گروه

پس از آن پیشه ‌های مردمان را سامان داد و پیشه وران را گرد هم آورد.

آنان را به چهار گروه بزرگ بخش نمود:

مردمان دین که کارشان پرستش بود و ایشان را در کوه‌ ها جای داد.

دو دیگر جنگاوران، سه دیگر برزگران و دیگر کارگران و دست ورزان.

"جهانیان از شکوه و توانایی او(جمشید) خیره ماندند، گرد آمدند و بر بخت و شکوه او آفرین خواندند بر او گوهر افشاندند و آن روز را که نخستین روز از فروردین بود، نوروز خواندند".

ساختمان سازی و خشت زنی

دیوان که در فرمانش بودند را گفت تا خاک و آب را به هم آمیختند و گل ساختند و آنرا در قالب ریختند و خشت زدند.

پس سنگ و گچ را به کار برد و خانه و گرمابه و کاخ و ایوان بر پا کرد.

بر آوردن گوهر:

چون این کارها کرده شد و نیازهای نخستین مردمان برآمد، جمشید در فکر آراستن زندگی مردمان در آمد.

سینه ی سنگ را شکافت و از آن گوهرهای گوناگونی چون یاقوت و بیجاده و فلزات گران بها چون زر و سیم بیرون آورد تا زیور زندگی و مایه خوشدلی مردمان باشد.

"جهانیان از شکوه و توانایی او(جمشید) خیره ماندند، گرد آمدند و بر بخت و شکوه او آفرین خواندند بر او گوهر افشاندند و آن روز را که نخستین روز از فروردین بود، نوروز خواندند".

بر آوردن بوهای خوش

آنگاه در پی بوهای خوش بر آمد بر گلاب و عود و عنبر و مشک و کافور دست یافت.

ساختن کشتی و دریا نوردی

پس در اندیشه ی گشت و سفر افتاد و دست به ساختن کشتی برد و بر آبها دست یافت و سرزمین ‌های ناشناخته را یافت.

جشن نوروز

بدینسان جمشید با خردمندی به همه ی هنرها دست یافت و بر همه کاری توانا شد و خود را در جهان یگانه یافت.

آن گاه انگیزه ی برتری و خود بینی در او بیدار شد و در اندیشه ی پرواز در آسمان افتاد:

فرمان داد تا تختی گرانبها برایش ساختند و گوهر بسیار بر آن نشاند و دیوان که بنده ی او بودند تخت را از زمین برداشتند و بر آسمان برافراشتند.

جمشید در آن چون خورشید تابان نشسته بود و این همه به فر ایزدی می‌ کرد.

جهانیان از شکوه و توانایی او(جمشید) خیره ماندند، گرد آمدند و بر بخت و شکوه او آفرین خواندند بر او گوهر افشاندند و آن روز را که نخستین روز از فروردین بود، نوروز خواندند.

رفتن فره ایزدی از جمشید و تاختن ضحاک بر ایران زمین:

از آن پس جمشید به خودکامه گی گرایید و فره ایزدی از او رخت بست و کار پادشاهی به نابسامانی رسید و ضحاکیان به ایران زمین تاختند.

گریختن جمشید از ضحاک:

پس جمشید از ایران گریخت و تا صد سال کسی از او با خبر نبود تا گماشتگان ضخاک او را در دریای چین یافتند و به پیش ضحاک بردند و او جمشید را با ارّه به دو نیم کرد:

بر او تیره شد فره ایزدی  به کژی گرایید و نا بخردی

پدید آمد از هر سویی خسروی  یکی نامجویی ز هر پهلوی

سپه کرده و جنگ را ساخته   دل از مهر جمشید پرداخته

کی اژدها فش بیامد چو باد   به ایران زمین تاج برسر نهاد

صدم سال روزی به دریای چین   پدید آمد آن شاه ناپاک دین

چو ضحاکش آورد ناگه به چنگ   یکایک ندادش زمانی درنگ

به ارش سراسر به دو نیم کرد   جهان را از او پاک بی بیم کرد

ضحاک در شاهنامه ی فردوسی

چکیده ی گزارش شاهنامه:

دوران ضحاک هزار سال بود.

رفته رفته خردمندی و راستی نهان گشت و خرافات و گزند آشکار.

شهرناز و ارنواز(دختران جمشید) را به نزد ضحاک بردند.

در آن زمان هرشب دو مرد را می‌گرفتند و از مغز سر آنان خوراک برای ماران ضحاک فراهم می ‌آوردند.

روزی دو تن بنام های ارمایل و گرمایل چاره اندیشیدند تا به آشپزخانه ی ضحاک راه یابند تا روزی یک نفر که خونشان را می‌ریزند، رها سازند.

چون دژخیمان دو مرد جوان را برای کشتن آورده و برزمین افکندند، یکی را کشتند و مغزش را با مغز سرگوسفند آمیخته و به دیگری گفتند که در کوه و بیابان پنهان شود.

بدین سان هر ماه سی جوان را آزاد می ‌ساختند و چندین بُز و میش بدیشان دادند تا راه دشتها را پیش گیرند.

به گزارش شاهنامه اکنون کُردان از آن نژادند.

داستان ضحاک با پدرش

ضحاک فرزند امیری نیک سرشت و دادگر به نام مرداس بود.

اهریمن که در جهان جز فتنه و آشوب کاری نداشت کمر به گمراه کردن ضحاک جوان بست.

پس خود را به شکل مردی نیک خواه و آراسته درآورد و نزد ضحاک رفت و سر در گوش او گذاشت و سخنهای نغز و فریبنده گفت.

ضحاک فریفته او شد.

آنگاه اهریمن گفت:

«ای ضحاک، می‌ خواهم رازی با تو درمیان بگذارم، اما باید سوگند بخوری که این راز را با کسی نگویی.»

ضحاک سوگند خورد.

اهریمن چون بی بیم(مطمئن) شد گفت:

«چرا باید تا چون تو جوانی هست پدر پیرت پادشاهی کند؟

چرا سستی می‌کنی؟

پدرت را از میان بردار و خود پادشاه شو.

همه ی کاخ و گنج و سپاه از آن تو خواهد شد.»

ضحاک که جوانی تهی مغز بود دلش از راه به در رفت و در کشتن پدر با اهریمن یار شد.

اما نمی‌دانست چگونه پدر را نابود کند.

اهریمن گفت:

«اندوهگین مباش چاره این کار با من است.»

مرداس باغی دلکش داشت.

هر روز بامداد از خواب برمی‌ خواست و پیش از دمیدن آفتاب در آن به نیایش می‌پرداخت.

اهریمن بر سر راه او چاهی کند و روی آن را با شاخ و برگ پوشانید.

روز دیگر مرداس نگون بخت که برای نیایش می‌ رفت در چاه افتاد و کشته شد و ضحاک ناسپاس بر تخت شاهی نشست.

فریب اهریمن

چون ضحاک پادشاه شد، اهریمن خود را به صورت جوانی خردمند و سخنگو آراست و نزد ضحاک رفت و گفت:

«من مردی هنرمندم و هنرم ساختن خورشها و غذاهای شاهانه ‌است.»

ضحاک ساختن غذا و آراستن سفره را به او واگذاشت.

اهریمن سفره ی بسیار رنگینی با خورشهای گوناگون و گوارا از پرندگان و چهارپایان، آماده کرد.

ضحاک خشنود شد.

روز دیگرسفره ی رنگین تری فراهم کرد و همچنین هر روز غذای بهتری می ‌ساخت.

روز چهارم ضحاک شکم پرور چنان شاد شد که رو به جوان کرد و گفت:

«هر چه آرزو داری از من بخواه.»

اهریمن که جویای این زمان بود گفت:

«شاها، دل من از مهر تو لبریز است و جز شادی تو چیزی نمی‌خواهم. تنها یک آرزو دارم و آن اینکه اجازه دهی دو کتف تو را از راه بندگی ببوسم.»

ضحاک اجازه داد.

اهریمن لب بر دو کتف شاه نهاد و ناگاه از روی زمین ناپدید شد.

روییدن مار بر دوش ضحاک

بر جای بوسه ی لبان اهریمن، بر دو کتف ضحاک دو مار سیاه روئید.

مارها را از بن بریدند، اما به جای آنها بی درنگ دو مار دیگر روئید.

ضحاک پریشان شد و در پی چاره افتاد.

پزشکان هر چه کوشیدند سودمند نیافتاد.

وقتی همه ی پزشکان درماندند اهریمن خود را به شکل پزشکی ماهر درآورد و نزد ضحاک رفت و گفت:

«بریدن ماران سودی ندارد. داروی این درد مغز سر انسان است. برای آنکه ماران آرام باشند و گزندی نرسانند چاره آنست که هر روز دو تن را بکشند و از مغز سر آنها برای ماران خورش بسازند. شاید از این راه سرانجام، ماران بمیرند.»

اهریمن که با آدمیان و آسودگی آنان دشمن بود، می‌خواست از این راه همه ی مردم را به کشتن دهد و تخمه ی آدمیان را براندازد.

گرفتار شدن جمشید

"ضحاک، امر کرد تا جمشید را به دو نیم کنند."

در همین روزگار بود که جمشید را خود بینی فرا گرفت و فره ایزدی از او دور شد.

ضحاک زمان را دریافت و به ایران تاخت.

بسیاری از ایرانیان که در جستجو ی پادشاهی نو بودند به او روی آوردند و بی خبر از بیداد و ستمگری ضحاک او را بر خود پادشاه کردند.

ضحاک سپاهی فراوانی آماده کرد و به دستگیری جمشید فرستاد.

جمشید تا صد سال خود را از دیده ‌ها نهان می‌داشت.

اما سر انجام در کنار دریای چین بدام افتاد.

ضحاک فرمان داد تا او را با ارّه به دو نیم کردند و خود تخت و تاج و گنج و کاخ او را به دست گرفت.

جمشید سراسر هفتصد سال زیست و هرچند به فره و شکوه او پادشاهی نبود سر انجام به تیره بختی از جهان رفت.

جمشید دو دختر خوب رو داشت:

یکی شهر نواز و دیگری ارنواز.

این دو نیز در دست ضحاک ستمگر اسیر شدند و از ترس به فرمان او در آمدند.

ضحاک هر دو را به کاخ خود برد و آنان را به همراهی دو تن دیگر(ارمایل و گرمایل‌) به پرستاری و خورشگری ماران گماشت.

گماشتگان ضحاک هر روز دو تن را به ستم می‌گرفتند و به آشپزخانه می‌آوردند تا مغزشان را خوراک ماران کنند.

اما شهر نواز و ارنواز و آن دو تن که نیک دل بودند و تاب این ستمگری را نداشتند هر روز یکی از آنان را آزاد می‌کردند و روانه ی کوه و دشت می‌ نمودند و به جای مغز او از مغز سر گوسفند خورش می‌ساختند.

نام دختران جمشید در اوستا:

ارنواز در اوستا با نام‌های اَرِنَواچی و اَرِنَواچ آمده‌است.

در پی نوشت نام ارنواز در فرهنگ واژه‌های اوستا آمده ‌است:

ارنواز(ارنواجی‌) به برگردان پرفسور کانگا نام یکی از خواهران جمشید شاه است.

بنا بر شاهنامه ی فردوسی ارنواز نام یکی از دختران جمشید است که هنگامیه که ضحاک به جمشید شاه پیروز شد او و خواهرش شهرناز، هر دو به دست ضحاک افتادند و سرانجام به دست فریدون از بند ضحاک رهایی یافتند.

از نام شهرناز در فرهنگ واژه‌ های اوستا چیزی یافت نشده.

خواب دیدن ضحاک

ضحاک سالیان دراز به ستم و بی داد پادشاهی کرد و گروه بسیاری از مردم بی گناه را برای خوراک ماران به کشتن داد.

کینه ی او در دلها نشست و خشم مردم بالا گرفت.

یک شب که ضحاک در کاخ شاهی خفته بود در خواب دید که ناگهان سه مرد جنگی پیدا شدند و بسوی او روی آوردند.

از آن میان آنکه کوچکتر بود و پهلوانی دلاور بر وی تاخت و گرز گران خود را بر سر او کوفت.

آن گاه دست و پای او را با بند چرمی بست و کشان کشان به‌ طرف کوه دماوند کشید، در حالی که گروه بسیاری از مردم در پی او روان بودند.

ضحاک به خود پیچید و ناگهان از خواب بیدار شد و چنان فریادی برآورد که ستونهای کاخ به لرزه افتادند.

ارنواز دختر جمشید که در کنار او بود حیرت کرد و سبب این آشفتگی را جویا شد.

چون دانست ضحاک چنین خوابی دیده ‌است گفت باید خردمندان و دانشوران را از هر گوشه ‌ای بخوانی و از آنها بخواهی تا خواب تو را بگزارند(تعبیر کنند).

خواب دیدن ضحاک

ضحاک چنین کرد و خردمندان و خواب گزاران را به بارگاه خواست و خواب خود را باز گفت.

همه خاموش ماندند جز یک تن که بی باک تر بود.

وی گفت:

«شاها، گزارش خواب تو این است که روزگارت به پایان رسیده و دیگری به جای تو بر تخت شاهی خواهد نشست.

فریدون نامی در جستجو ی تاج و تخت شاهی بر می ‌آید و تو را با گرز گران از پای در می‌آورد و در بند می‌کشد.»

از شنیدن این سخنان ضحاک مدهوش شد.

چون به خود آمد در فکر چاره افتاد.

اندیشید که دشمن او فریدون است.

پس دستور داد تا سراسر کشور را بجویند و فریدون را بیابند و به دست او بسپارند.

ضحاک دیگر خواب و آرام نداشت.

زادن فریدون

از ایرانیان آزاده مردی بود بنام آبتین که نژادش به شاهان قدیم ایران و تهمورث دیو بند می‌رسید.

زن وی فرانک نام داشت.

از این دو فرزندی نیک چهره و خجسته زاده شد.

او را فریدون نام نهادند.

فریدون چون خورشید تابنده بود و فره و شکوه جمشیدی داشت.

آبتین بر جان خود ترسان بود و از بیم ضحاک گریزان.

سر انجام روزی گماشتگان ضحاک که برای مارهای شانه‌ های وی در پی خوراک می‌ گشتند به آبتین بر خوردند.

او را به بند کشیدند و به دژخیمان سپردند.

فرانک، مادر فریدون، بی شوهر ماند و وقتی دانست ضحاک در خواب دیده که شکستش به دست فریدون است بیمناک شد.

فریدون را که کودکی خردسال بود برداشت و به چمنزاری برد که چراگاه گاوی نامور به نام بُر مایه بود.

از نگهبان مرغزار بزاری در خواست کرد که فریدون را چون فرزندی خود بپذیرد و به شیر برمایه بپرورد تا از ستم ضحاک دور بماند.

خبر یافتن ضحاک

نگهبان مرغزار پذیرفت و سه سال فریدون را نزد خود نگاه داشت و به شیر گاو پرورد.

اما ضحاک دست از جستجو بر نداشت و سر انجام دانست که فریدون را برمایه در مرغزار می‌پرورد.

گماشتگان خود را به دستگیری فریدون فرستاد.

فرانک آگاه شد و دوان دوان به مرغزار آمد و فریدون را برداشت و از بیم ضحاک رو به دشت گذاشت و به جانب کوه البرز روان شد.

در البرز کوه فرانک، فریدون را به پارسائی که در آنجا خانه داشت و از کار دنیا دور بود سپرد و گفت:

«ای نیکمرد، پدر این کودک فدای ماران ضحاک شد.

ولی فریدون روزی سرور و پیشوای مردمان خواهدشد و کین کشتگان را از ضحاک ستمگر باز خواهد گرفت.

تو فریدون را چون پدر باش و او را چون فرزند خود بپرور».

مرد پارسا پذیرفت و به پرورش فریدون کمر بست.

آگاه شدن فریدون ازپشت(نسب) خود

سالی چند گذشت و فریدون بزرگ شد.

جوانی بلند بالا و زورمند و دلاور شد.

اما نمی‌دانست فرزند کیست.

چون شانزده ساله شد از کوه به دشت آمد و نزد مادر خود رفت و از او خواست تا بگوید پدرش کیست و از کدام نژاد است.

آنگاه فرانک راز پنهان را آشکار کرد و گفت:

«ای فرند دلیر، پدر تو آزاد مردی از ایرانیان بود.

نژاد کیانی داشت و نسبتش به پشت تهمورث دیوبند پادشاه نامدار می‌ رسید.

مردی خردمند و نیک سرشت و بی آزار بود.

ضحاک ستمگر او را به دژخیمان سپرد تا از مغزش برای ماران خورش ساختند.

من بی شوهر شدم و تو بی پدر ماندی.

آنگاه ضحاک خوابی دید و اختر شناسان و خواب گزاران گفتند که فریدون نامی از ایرانیان به جنگ وی بر خواهد خاست و او را به گرز گران خواهد کوفت.

ضحاک در جستجوی تو افتاد.

من از بیم، تو را به نگهبان مرغزاری سپردم تا تو را پیش گاو گرانمایه ‌ای که داشت بپرورد.

به ضحاک آگاهی رسید.

ضحاک گاو را کشت و خانه ی ما را ویران کرد.

ناچار از خانه بریدم و تو را از ترس مار دوش ستمگر به البرز کوه پناه دادم.»

خشم فریدون

فریدون چون داستان را شنید خونش به جوش آمد و دلش پر درد شد و آتش کین در درونش زبانه کشید.

رو به مادر کرد و گفت:

«مادر، اکنون که این ضحاک ستمگر روزگار ما را تباه کرده و این همه از ایرانیان را به خاک و خون کشیده من نیز روزگارش را تباه خواهم ساخت.

دست به شمشیر خواهم برد و کاخ و ایوان او را با خاک یکسان خواهم کرد.»

فرانک گفت:

«فرزند دلاورم، این سخن از روی دانایی نیست.

تو نمی‌ توانی با جهانی در افتی.

ضحاک ستمگر زورمند است و سپاه فراوان دارد.

هر زمان که بخواهد از هر کشور صد هزار مرد جنگی آماده ی کارزار به خدمتش می‌آیند.

جوانی مکن و روی از پند مادر مپیچ و تا راه و چاره کار را نیافته ‌ای دست به شمشیر مبر.»

بیم ضحاک و گرفتن گواهی بر دادگری خویش

از آن سوی ضحاک از اندیشه ی فریدون پیوسته نگران و ترسان بود و گاه به گاه از وحشت، نام فریدون را بر زبان می‌راند.

می ‌دانست که فریدون زنده ‌است و به خون او تشنه.

روزی ضحاک فرمان داد تا بارگاه را آراستند.

خود بر تخت عاج نشست و تاج فیروزه بر سر گذاشت و دستور داد تا موبدان شهر را بخوانند.

آنگاه روی به آنان کرد و گفت:

«شما آگاهید که من دشمنی بزرگ دارم که گرچه جوان است اما دلیر و نام جوست و در پی بر انداختن تاج و تخت من است.

جانم از اندیشه ی این دشمن همیشه در بیم است.

باید چاره‌ ای جست.

باید گواهی نوشت که من پادشاهی دادگر و بخشنده ‌ام و جز راستی و نیکی نورزیده‌ام، تا دشمن بد خواه بهانه ی کین جوئی نداشته باشد.

باید همه ی بزرگان و نامداران این نامه را گواهی کنند.»

ضحاک ستمگر و تند خو بود.

از ترس خشمش همه بر دادگری و نیکی و بخشندگی ضحاک ستمگر گواهی نوشتند.

داستان کاوه

ضحاک چنان از فریدون به ترس و بیم افتاده بود که روزی بزرگان و نامداران را انجمن کرد تا بر دادگری و بخشندگی او گواهی بنویسند و آن را مُهر کنند.

همه ی بزرگان موبدان از ترس جانشان با ضحاک هم داستان شدند و بر دادگری او گواهی کردند.

در همین هنگام بانگی از بیرون به گوش ضحاک رسید که فریاد می‌کرد!

فرمان داد تا کسی را که فریاد می‌کند به نزدش ببرند

او کسی نبود جز کاوه ی آهنگر.

کاوه فریاد زد که:

فرزندان من همه برای ساختن خورش مارانت کشته شدند و هم اکنون آخرین فرزندم را نیز میخواهند بکشند.

ضحاک فرمان می‌دهد تا فرزند او را آزاد کنند و از کاوه می‌خواهد تا او نیز آن گواهی را مُهر کند.

کاوه نامه را پاره کرده و به زیر پا می‌اندازد و بیرون می ‌رود.

سران از این کار کاوه به خشم می ‌آیند و از ضحاک می‌پرسند:

چرا کاوه را زینهار دادی؟

او پاسخ می‌ دهد که:

نمی‌دانم چرا پنداشتم میان من و او کوهی از آهن است و دست من بر کاوه کوتاه.

درفش کاویانی و چرایی نام آن

کاوه وقتی از بارگاه ضحاک بیرون می ‌آید چرم آهنگریش را بر سر نیزه ‌ای میزند و مردم را گرد خود گروه می کند و به سوی فریدون میروند.

این در جهان نخستین بار بود که پرچم به دست گرفته شد تا دوستان از دشمنان شناخته شوند.

فریدون با دیدن سپاه کاوه شاد شد و آن پرچم را به گوهرهای گوناگون بیاراست و نامش را درفش کاویانی نهاد.

فریدون پس از تاجگذاری پیش مادر میرود و رخصت می‌گیرد تا به جنگ با ضحاک برود.

فرانک برای او نیایش می ‌کند و آرزوی کامیابی.

فریدون به دو برادر بزرگتر از خودش به نامهای کیانوش و پرمایه می‌ گوید تا به یاری آهنگران رفته و گرزی مانند سر گاومیش بسازند.

آن گرز را گرز گاو سر می ‌نامند.

پایان کار ضحاک

فریدون در روز ششم ماه(ایرانیان به روز ششم ماه خرداد روز می‌ گفتند) با سپاهیان به جنگ ضحاک رفت.

به نزدیکی اروند رود که تازیان آن را دجله می‌ خوانند می ‌رسد.

فریدون از نگهبان رود خواست تا همه ی سپاهیانش را با کشتی به آن سوی رود برساند.

ولی نگهبان گفت:

فرمان پادشاه است که کسی بدون فرمان(مجوز) و مُهر شاه اجازه گذر از این رود را ندارد.

فریدون از شنیدن این سخن خشمگین شد و بر اسب خویش(گلرنگ) نشست و بی باکانه به آب زد.

سپاهیانش نیز به پیروی از او به آب زدند و تا آنجا داخل آب شدند که زین اسبان به درون آب رفته بود.

چون به خشکی رسیدند به سوی دژ(قلعه) ضحاک در گنگ دژهوخت رفتند.

فریدون یک میل مانده دژ ضحاک را دید.

دژ ضحاک چنان سربه آسمان می‌کشید که گویی می‌خواست ستاره از آسمان برباید.

فریدون بی درنگ به یارانش می‌گوید که:

جنگ را آغاز کنند و خود با گرز گران در دست و سوار بر اسب تیزتک، چو زبانه ی آتش از برابر دژبانان ضحاک جهید و به درون دژ رفت.

فریدون، نشان ضحاک را که جز به نام پرودگار بود، به زیر کشید.

با گرزگران سردمداران ضحاک را نابود کرد و برتخت نشست.

به بند کشیدن فریدون ضحاک را در کوه دماوند

فریدون هنگامیکه بر ضحاک ماردوش چیرگی پیدا می‌ کند به ناگاه سروشی بر وی فرو آمده و او را از کشتن ضحاک اژدهافش باز می‌ دارد و از فریدون می‌ خواهد که او را در کوه به بند کشد.

در کوه نیز، هنگامی که او قصد جان ضحاک می ‌کند، سروش، دیگر بار، از وی می‌ خواهد که ضحاک را به کوه دماوند برده و در آن جا به بند کشد.

فرجام آنکه، ضحاک به دست فریدون کشته نمی ‌شود، بلکه او را در شکافی بن‌ ناپدید، با میخ ‌های گران بر سنگ فرو می‌ بندد.

تهیه و تنظیم

آقای سلامت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 18:25  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392 
طبیعت برفی گنجارود

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392
طبیعت برفی گنجارود

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392
طبیعت برفی گنجارود

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392
طبیعت برفی گنجارود

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال و مناظری از برف زمستانی امسال 1392 در گنجارود
مناظری از طبیعت برفی گنجارود توسط بلال گنجارودی

نوشته های جلال و مناظری از برف زمستانی امسال 1392 در گنجارود 

نوشته های جلال و مناظری از برف زمستانی امسال 1392 در گنجارود

نوشته های جلال و مناظری از برف زمستانی امسال 1392 در گنجارود

نوشته های جلال و مناظری از برف زمستانی امسال 1392 در گنجارود
طبیعت برفی گنجارود

نوشته های جلال و مناظری از برف زمستانی امسال 1392 در گنجارود
خانه و انبار برنج منصور حبیب پور گنجارودی

نوشته های جلال و مناظری از برف زمستانی امسال 1392 در گنجارود

نوشته های جلال و مناظری از برف زمستانی امسال 1392 در گنجارود

نوشته های جلال و مناظری از برف زمستانی امسال 1392 در گنجارود
مناظری از طبیعت برفی گنجارود

نوشته های جلال و مناظری از برف زمستانی امسال 1392 در گنجارود

نوشته های جلال و مناظری از برف زمستانی امسال 1392 در گنجارود

نوشته های جلال و مناظری از برف زمستانی امسال 1392 در گنجارود 

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392
طبیعت برفی گنجارود

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392
طبیعت برفی گنجارود

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392
طبیعت برفی گنجارود 

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392
طبیعت برفی گنجارود
 

 نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392 
طبیعت برفی گنجارود

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392
طبیعت برفی گنجارود

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392
طبیعت برفی گنجارود

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال-طبیعت برفی گنجارود-بهمن 1392

نوشته های جلال و شهید سلیمان اکبری ماچیانی
شهید سلیمان اکبری ماچیانی 

"سلام"

افسانه

یاد دارم شبی ماهتابی
 بر سر کوه نوبن نشسته
 دیده از سوز دل خواب رفته
 دل ز غوغای دو دیده رسته
نیما یوشیج

597

"ایمان و عمل صالح؟!"(۱)

متنی که برای مراسم یادواره شهدای منطقه ی ماچیان آماده شده بود

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ﴿۱۶۹﴾

هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار، بلكه زنده‏اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند (۱۶۹)

فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴿170﴾

آنها بخاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است، خوشحالند و بخاطر کسانی که هنوز به آنها ملحق نشده‌اند[مجاهدان و شهیدان آینده ] خوشوقتند(زیرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان می‌بینند و می‌دانند) که نه ترسی بر آنهاست و نه غمی خواهند داشت.﴿170﴾

آل عمران

+

ضمن عرض ادب، خوشحالم از اینکه در خدمت شما می باشم.

یادم می آید آن زمان هایی که شهدای ما،

نوجوان و جوان های رشیدی بودند،

از زبان شهید بزرگ انقلاب شنیدم

به جای اینکه قرآن در منابر و مساجد

و

حسینیه ها و اجتماعات،

و

در خلوتِ خانه ها خوانده

و

به معانی آن توجّه شود،

بر روی طاقچه ی خانه ها و مساجد و حسینیّه ها،

خاک بر جلد آن می نشیند

و

حدّاکثر کلمات عربی آن بدون توجّه به معنا،

در مجالس ختم و عزا قرائت می شود!

و

من امروز بنایم بر این استکه

سخنانم را با قرآن شروع بکنم

و

با قرآن ادامه و به پایان برسانم.

+

از این فرصت استفاده مینمایم

و

آیاتی چند از قرآن مجید، که در باب ایمان و عمل صالح میباشد،

خدمت شما قرائت و ترجمه می نمایم

و

ثوابش را هم نثار ارواح پاکِ شهدای مان می نماییم.

+

با نگاهی به قران مجید،

میتوان به این حقیقتِ ناب پی برد که شاید هیچ واژه ای در قرآن،

به اندازه ی 2 کلمه ی

ایمان و عمل صالح

مورد تاکید واقع نشده باشد.

+

جالبتر آنکه تقریبا نمیتوان در جایی از قرآن مجید،

کلمه ایمان را دید در حالی که کلمه ی "عمل صالح"

به دنبال آن بکار نرفته باشد.

و

بالعکس در قرآن مجید،

هر جاییکه از کلمه ی "عمل صالح" استفاده شده،

به طور حتم قبل از آن،

 از کلمه ی"ایمان" هم استفاده شده است.

+

من نمی دانم که یکی مثل من

چقدر اهل ایمان و عمل صالح می باشیم،

ولی شک ندارم

و

اعتقادم بر این است که شهدای ما

نمونه های کامل ایمان و عمل صالح بودند.

+

شهیدان ما در منطقه ماچیان،

شهیدان

سلیمان اکبری، مصطفی حسین پور، غلامرضا آقاجانی،

سبحان آقاجانی، حسن پروستان، امیر کوچکی ماچیانی، علی خوشگو،

امیر عسکری، ارسلان عبدالحسینی، باقر محمد بیگی خورتابی،

ابراهیم جمشیدی حاجی آبادی و بهروز علیجانی گنجارودی،

به طور حتم نمونه های عالی ایمان و عمل صالح بودند

و

هستند.

+

"آیاتی چند در رابطه ی با ایمان و عمل صالح"

"بقره"

وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۖ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا ۙ قَالُوا هَٰذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ ۖ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا ۖ وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ ۖ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ﴿25﴾

به کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته انجام داده‌اند، بشارت ده که باغهایی از بهشت برای آنهاست که نهرها از زیر درختانش جاریست. هر زمان که میوه‌ای از آن، به آنان داده شود، می‌گویند: «این همان است که قبلا به ما روزی داده شده بود.(ولی اینها چقدر از آنها بهتر و عالیتر است.)» و میوه‌هایی که برای آنها آورده می‌شود، همه(از نظر خوبی و زیبایی) یکسانند. و برای آنان همسرانی پاک و پاکیزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.﴿25﴾

وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۸۲﴾

و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند آنان اهل بهشتند و در آن جاودان خواهند ماند (۸۲)

آل عمران

وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ﴿۵۷﴾

و اما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند [خداوند] مزدشان را به تمامى به آنان مى ‏دهد و خداوند بيدادگران را دوست نمى ‏دارد (۵۷)

نساء

وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِيلًا ﴿۵۷﴾

و به زودى كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند در باغهايى كه از زير درختان] آن نهرها روان است درآوريم براى هميشه در آن جاودانند و در آنجا همسرانى پاكيزه دارند و آنان را در سايه‏اى پايدار درآوريم (۵۷)

وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَعْدَ اللّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلًا ﴿۱۲۲﴾

و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند به زودى آنان را در بوستانهايى كه از زير[درختان] آن نهرها روان است درآوريم هميشه در آن جاودانند وعده خدا راست است و چه كسى در سخن از خدا راستگوتر است (۱۲۲)

وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتَ مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلاَ يُظْلَمُونَ نَقِيرًا ﴿۱۲۴﴾

و كسانى كه كارهاى شايسته كنند چه مرد باشند يا زن در حالى كه مؤمن باشند آنان داخل بهشت مى‏شوند و به قدر گودى پشت هسته خرمايى مورد ستم قرار نمى‏گيرند (۱۲۴)

فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنكَفُواْ وَاسْتَكْبَرُواْ فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَليمًا وَلاَ يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا ﴿۱۷۳﴾

اما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند پاداششان را به تمام[و كمال] خواهد داد و از فضل خود به ايشان افزونتر مى ‏بخشد و اما كسانى كه امتناع ورزيده و بزرگى فروخته ‏اند آنان را به عذابى دردناك دچار مى ‏سازد و در برابر خدا براى خود يار و ياورى نخواهند يافت (۱۷۳)

"مائده"

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ۙ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ﴿9﴾

خداوند، به آنها که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، وعده آمرزش و پاداش عظیمی داده است.﴿9﴾

اعراف

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ﴿42﴾

و کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند -البته هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمی‌کنیم- آنها اهل بهشتند؛ و جاودانه در آن خواهند ماند.﴿42﴾

یونس

اِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ ۖ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ﴿9﴾

(ولی) کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ایمانشان هدایت می‌کند؛ از زیر(قصرهای) آنها در باغهای بهشت، نهرها جاری است.﴿9﴾

هود

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ﴿23﴾

کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و در برابر پروردگارشان خضوع و خشوع کردند، آنها اهل بهشتند؛ و جاودانه در آن خواهند ماند!﴿23﴾

رعد

الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَىٰ لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ﴿29﴾

آنها که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پاکیزه‌ترین(زندگی)نصیبشان است؛ و بهترین سرانجامها!﴿29﴾

ابراهیم

وَأُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ ۖ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ﴿23﴾

و کسانی را که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغهای بهشت وارد می‌کنند؛ باغهایی که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ به اذن پروردگارشان، جاودانه در آن می ‌مانند؛ و تحیّت آنها در آن، «سلام» است.﴿23﴾

اَسراء

إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا﴿9﴾

این قرآن، به راهی که استوارترین راه‌هاست، هدایت می‌کند؛ و به مؤمنانی که اعمال صالح انجام می‌دهند، بشارت می‌دهد که برای آنها پاداش بزرگی است.﴿9﴾

مریم

إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ شَيْئًا﴿60﴾

مگر آنان که توبه کنند، و ایمان بیاورند، و کار شایسته انجام دهند؛ چنین کسانی داخل بهشت می ‌شوند، و کمترین ستمی به آنان نخواهد شد.﴿60﴾

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا﴿96﴾

مسلّماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، خداوند رحمان محبّتی برای آنان در دلها قرار می‌دهد!﴿96﴾

طه 

وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا يَخَافُ ظُلْمًا وَلَا هَضْمًا﴿112﴾

(امّا) آن کس که کارهای شایسته انجام دهد، در حالی که مؤمن باشد، نه از ظلمی می‌ترسد، و نه از نقصان حقش.﴿112﴾

انبیا

فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهِ وَإِنَّا لَهُ كَاتِبُونَ﴿94﴾

و هر کس چیزی از اعمال شایسته بجا آورد، در حالی که ایمان داشته باشد، کوشش او ناسپاسی نخواهد شد؛ و ما تمام اعمال او را(برای پاداش) می‌نویسیم.﴿94﴾

حج

ِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ﴿14﴾

خداوند کسانی را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، در باغهایی از بهشت وارد می‌کند که نهرها زیر درختانش جاری است؛ (آری،) خدا هر چه را اراده کند انجام می‌دهد!﴿14﴾

إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا ۖ وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ﴿23﴾

خداوند کسانی را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، در باغهایی از بهشت وارد می‌کند که از زیر درختانش نهرها جاری است؛ آنان با دستبندهایی از طلا و مروارید زینت می‌شوند؛ و در آنجا لباسهایشان از حریر است.﴿23﴾

فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ﴿50﴾

آنها که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، آمرزش و روزی پر ارزشی برای آنهاست!﴿50﴾

الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ ۚ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ﴿56﴾

حکومت و فرمانروایی در آن روز از آن خداست؛ و میان آنها داوری می‌ کند: کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در باغهای پرنعمت بهشتند؛﴿56﴾

فرقان

إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا﴿70﴾

مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل می‌کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است!﴿70﴾

وَمَنْ تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا﴿71﴾

و کسی که توبه کند و عمل صالح انجام دهد، بسوی خدا بازگشت می‌کند(و پاداش خود را از او می‌گیرد.)﴿71﴾

شعرا

إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا ۗ وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ﴿227﴾

مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام می‌دهند و خدا را بسیار یاد می کنند، و به هنگامی که مورد ستم واقع می‌ شوند به دفاع از خویشتن(و مؤمنان) برمی‌خیزند(و از شعر در این راه کمک می‌ گیرند)؛ آنها که ستم کردند به زودی می ‌دانند که بازگشتشان به کجاست!﴿227﴾

قصص

فَأَمَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَىٰ أَنْ يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ﴿67﴾

اما کسی که توبه کند، و ایمان آورد و عمل صالحی انجام دهد، امید است از رستگاران باشد!﴿67﴾

عنکبوت

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ﴿7﴾

و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، گناهان آنان را می‌پوشانیم(و می‌بخشیم) و آنان را به بهترین اعمالی که انجام می ‌دادند پاداش می ‌دهیم.﴿7﴾

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِي الصَّالِحِينَ﴿9﴾

و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، آنها را در زمره صالحان وارد خواهیم کرد!﴿9﴾

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ﴿58﴾

و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، آنان را در غرفه‌هایی از بهشت جای می‌دهیم که نهرها در زیر آن جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ چه خوب است پاداش عمل‌کنندگان!﴿58﴾

روم

فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ﴿15﴾

امّا آنان که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادند، در باغی از بهشت شاد و مسرور خواهند بود.﴿15﴾

لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْ فَضْلِهِ ۚ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ﴿45﴾

این برای آن است که خداوند کسانی را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، از فضلش پاداش دهد؛ او کافران را دوست نمی‌دارد!﴿45﴾

لقمان

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ﴿8﴾

(ولی) کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، باغهای پرنعمت بهشت از آن آنهاست؛﴿8﴾

خَالِدِينَ فِيهَا ۖ وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ﴿9﴾

جاودانه در آن خواهند ماند؛ این وعده حتمی الهی است؛ و اوست عزیز و حکیم(شکست‌ ناپذیر و دانا).﴿9﴾

سجده

أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَىٰ نُزُلًا بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴿19﴾

امّا کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، باغهای بهشت جاویدان از آن آنها خواهد بود، این وسیله پذیرایی(خداوند) از آنهاست به پاداش آنچه انجام می‌دادند.﴿19﴾

سبا

لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ۚ أُولَٰئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ﴿4﴾

تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده ‌اند پاداش دهد؛ برای آنان مغفرت و روزی پر ارزشی است!﴿4﴾

وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنَا زُلْفَىٰ إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ لَهُمْ جَزَاءُ الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ﴿37﴾

اموال و فرزندانتان هرگز شما را نزد ما مقرّب نمی ‌سازد، جز کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالحی انجام دهند که برای آنان پاداش مضاعف در برابر کارهایی است که انجام داده ‌اند؛ و آنها در غرفه‌های(بهشتی) در (نهایت) امنیّت خواهند بود!﴿37﴾

فاطر

الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ ۖ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ﴿7﴾

کسانی که راه کفر پیش گرفتند، برای آنان عذابی سخت است؛ و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، آمرزش و پاداش بزرگ از آن آنهاست!﴿7﴾

غافر(مومن)

وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِيءُ ۚ قَلِيلًا مَا تَتَذَكَّرُونَ﴿58﴾

هرگز نابینا و بینا یکسان نیستند؛ همچنین کسانی که ایمان آورده، و اعمال صالح انجام داده‌اند با بدکاران یکسان نخواهند بود؛ امّا کمتر متذکّر می‌شوید!﴿58﴾

فصّلت

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ﴿8﴾

امّا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، پاداشی دائمی دارند!﴿8﴾

وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ﴿33﴾

چه کسی خوش گفتارتر است از آن کس که دعوت به سوی خدا می ‌کند و عمل صالح انجام می ‌دهد و می‌ گوید: «من از مسلمانانم»؟!﴿33﴾

شوری

تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَهُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ ۗ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ ۖ لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ﴿22﴾

(در آن روز) ستمگران را می ‌بینی که از اعمالی که انجام داده ‌اند سخت بیمناکند، ولی آنها را فرا می ‌گیرد! امّا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌ اند در باغهای بهشتند و هر چه بخواهند نزد پروردگارشان برای آنها فراهم است؛ این است فضل(و بخشش) بزرگ!﴿22﴾

جاثیه

أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ ۚ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ﴿21﴾

آیا کسانی که مرتکب بدیها و گناهان شدند گمان کردند که ما آنها را همچون کسانی قرارمی‌دهیم که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند که حیات و مرگشان یکسان باشد؟! چه بد داوری می‌کنند!﴿21﴾

فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ﴿30﴾

امّا کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پروردگارشان آنها را در رحمت خود وارد می ‌کند؛ این همان پیروزی بزرگ است!﴿30﴾

محمد

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ ۙ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ﴿2﴾

و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به آنچه بر محمد(ص) نازل شده -و همه حقّ است و از سوی پروردگارشان- نیز ایمان آوردند، خداوند گناهانشان را می‌ بخشد و کارشان را اصلاح می‌کند!﴿2﴾

صف

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ﴿2﴾

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا سخنی می‌گویید که عمل نمی‌کنید؟!﴿2﴾

كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ﴿3﴾

نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی‌کنید!﴿3﴾

تغابن

يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ۖ ذَٰلِكَ يَوْمُ التَّغَابُنِ ۗ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۚ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴿9﴾

این در زمانی خواهد بود که همه شما را در روز اجتماع[= روز رستاخیز] گردآوری می‌ کند؛ آن روز روز تغابن است(روز احساس خسارت و پشیمانی)! و هر کس به خدا ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را می ‌بخشد و او را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است وارد می ‌کند، جاودانه در آن می مانند؛ و این پیروزی بزرگ است!﴿9﴾

طلاق

رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۖ قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقًا﴿11﴾

رسولی به سوی شما فرستاده که آیات روشن خدا را بر شما تلاوت می ‌کند تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، از تاریکی ها بسوی نور خارج سازد! و هر کس به خدا ایمان آورده و اعمال صالح انجام دهد، او را در باغ هایی از بهشت وارد سازد که از زیر(درختانش) نهرها جاری است، جاودانه در آن می‌ مانند، و خداوند روزی نیکویی برای او قرار داده است!﴿11﴾

البروج

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۚ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ﴿11﴾

و برای کسانی که ایمان آوردند و اعمال شایسته انجام دادند، باغهایی از بهشت است که نهرها زیر درختانش جاری است؛ و این نجات و پیروزی بزرگ است!﴿11﴾

التین

وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ﴿1﴾

قسم به انجیر و زیتون[یا: قسم به سرزمین شام و بیت المقدّس‌]،﴿1﴾

وَطُورِ سِينِينَ﴿2﴾

و سوگند به «طور سینین»،﴿2﴾

وَهَٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ﴿3﴾

و قسم به این شهر امن[= مکّه‌]،﴿3﴾

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ﴿4﴾

که ما انسان را در بهترین صورت و نظام آفریدیم،﴿4﴾

ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ﴿5﴾

سپس او را به پایین‌ترین مرحله بازگرداندیم،﴿5﴾

إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ﴿6﴾

مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌ اند که برای آنها پاداشی تمام‌ نشدنی است!﴿6﴾

البینه

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ أُولَٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ﴿6﴾

کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخند، جاودانه در آن می ‌مانند؛ آنها بدترین مخلوقاتند!﴿6﴾

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ﴿7﴾

(امّا) کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترین مخلوقات (خدا)یند!﴿7﴾

جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۖ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ﴿8﴾

پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهای بهشت جاویدان است که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ همیشه در آن می ‌مانند! (هم) خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند؛ و این(مقام والا) برای کسی است که از پروردگارش بترسد!﴿8﴾

العصر

وَالْعَصْرِ﴿1﴾

به عصر سوگند،﴿1﴾

إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ﴿2﴾

که انسانها همه در زیانند؛﴿2﴾

إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ﴿3﴾

مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده ‌اند، و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نموده ‌اند!﴿3﴾

+

آل عمران

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ﴿۱۶۹﴾

هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار، بلكه زنده‏اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند (۱۶۹)

فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴿170﴾

آنها بخاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است، خوشحالند و بخاطر کسانی که هنوز به آنها ملحق نشده‌اند[مجاهدان و شهیدان آینده ] خوشوقتند(زیرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان می‌بینند و می‌دانند) که نه ترسی بر آنهاست و نه غمی خواهند داشت.﴿170﴾

يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ﴿171﴾

و از نعمت خدا و فضل او(نسبت به خودشان نیز) مسرورند و(می‌بینند که) خداوند، پاداش مؤمنان را ضایع نمی‌کند(نه پاداش شهیدان و نه پاداش مجاهدانی که شهید نشدند).﴿171﴾

كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ۗ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۖ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ ۗ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ﴿185﴾

هر کسی مرگ را می‌چشد؛ و شما پاداش خود را بطور کامل در روز قیامت خواهید گرفت؛ آنها که از آتش(دوزخ) دور شده و به بهشت وارد شوند نجات یافته و رستگار شده‌اند و زندگی دنیا، چیزی جز سرمایه فریب نیست!﴿185﴾

+

توبه

لَٰكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ ۚ وَأُولَٰئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴿88﴾

ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند، با اموال و جانهایشان جهاد کردند؛ و همه ی نیکیها برای آنهاست و آنها همان رستگارانند!﴿88﴾

أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴿89﴾

خداوند برای آنها باغهایی از بهشت فراهم ساخته که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند بود؛ و این است رستگاری(و پیروزی) بزرگ!﴿89﴾

+

الفجر

يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ﴿27﴾

تو ای روح آرام‌یافته!﴿27﴾

ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً﴿28﴾

به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است،﴿28﴾

فَادْخُلِي فِي عِبَادِي﴿29﴾

پس در سلک بندگانم درآی،﴿29﴾

وَادْخُلِي جَنَّتِي﴿30﴾

و در بهشتم وارد شو﴿30﴾

صدق الله العلی العظیم

 جلال گنجارودی

۹-۱۲-۱۳۹۲

 ۱-ایمان و عمل صالح

ایمان

باور, عقیده, اعتقاد, ایمان, گمان, اعتماد, معتقدات.

گرویدن، باور داشتن.

عمل صالح

رفتار، کردار. ج: اعمال .

نیکوکار. شایسته، درخور، لایق.

دارای اعتقاد و عمل درست دینی.

نوشته های جلال و شهدای ماچیان
 غلامرضا آقاجانی حاجی آبادی 

نوشته های جلال و آقایان رنجکش-عبدالله بامداد ماچیانی-جعفر و عیسی حسین پور سارسری-پدر شهید کوچکی ماچیانی-در مراسم یادواره ی شهدای ماچیان
آقایان رنجکش-عبدالله بامداد ماچیانی-موسی و عیسی حسین پور ماچیانی-اشرف آقاجانی پدر شهید آقاجانی

نوشته های جلال و عکس های یادگاری از مراسم یادواره شهدای منطقه ماچیان-9-12-1392 - حسن باحقیقت-پدر شهید کوچکی-رنجکش-اسماعیل جمشیدی حاجی آبادی-علی اکبری ماچیانی موسی و عیسی حسین پور سارسری-پدر شهید-و عبدالله بامداد ماچیانی 
حسن باحقیقت-اشرف آقاجانی پدر شهید آقاجانی-رنجکش-اسماعیل جمشیدی-علی اکبری ماچیانی
موسی و عیسی حسین پور سارسری-
پدر شهید آشورایی غلامرضا آقاجانی  و آقا عبدالله بامداد ماچیانی

نوشته های جلال-عکس هایی از مراسم یادواره  شهدای منطقه ی ماچیان-9-12-1392

نوشته های جلال-عکس هایی از مراسم یادواره  شهدای منطقه ی ماچیان-9-12-1392
حسن باحقیقت-اشرف آقاجانی پدر شهید آقاجانی-رنجکش-اسماعیل جمشیدی-علی اکبری ماچیانی
موسی و عیسی حسین پور سارسری-
پدر شهید آشورایی غلامرضا آقاجانی  و آقا عبدالله بامداد ماچیانی

نوشته های جلال-عکس هایی از مراسم یادواره  شهدای منطقه ی ماچیان-9-12-1392
نفر اول از چپ محمد مهدویان سوجوبسر

نوشته های جلال-عکس هایی از مراسم یادواره  شهدای منطقه ی ماچیان-9-12-1392

نوشته های جلال-عکس هایی از مراسم یادواره  شهدای منطقه ی ماچیان-9-12-1392

نوشته های جلال-عکس هایی از مراسم یادواره  شهدای منطقه ی ماچیان-9-12-1392
عبدالله بامداد ماچیانی-موسی حسین پور سارسری-علی اکبری ماچیانی

نوشته های جلال-عکس هایی از مراسم یادواره  شهدای منطقه ی ماچیان-9-12-1392
موسی حسین پور سارسری-اسماعیل جمشیدی حاجی آبادی-علی اکبری ماچیانی

 نوشته های جلال-عکس هایی از مراسم یادواره  شهدای منطقه ی ماچیان-9-12-1392
آقایان رنجکش-عبدالله بامداد ماچیانی-موسی و عیسی حسین پور ماچیانی-اشرف آقاجانی پدر شهید آقاجانی

نوشته های جلال-عکس هایی از مراسم یادواره  شهدای منطقه ی ماچیان-9-12-1392

نوشته های جلال-عکس هایی از مراسم یادواره  شهدای منطقه ی ماچیان-9-12-1392

 نوشته های جلال و آقایان رنجکش-عبدالله بامداد ماچیانی-جعفر و عیسی حسین پور سارسری-پدر شهید کوچکی ماچیانی-در مراسم یادواره ی شهدای ماچیان
آقایان رنجکش-عبدالله بامداد ماچیانی-موسی و عیسی حسین پور ماچیانی-اشرف آقاجانی پدر شهید آقاجانی

نوشته های جلال و عکس های یادگاری از مراسم یادواره شهدای منطقه ماچیان-9-12-1392 - حسن باحقیقت-پدر شهید کوچکی-رنجکش-اسماعیل جمشیدی حاجی آبادی-علی اکبری ماچیانی موسی و عیسی حسین پور سارسری-پدر شهید-و عبدالله بامداد ماچیانی 
حسن باحقیقت-اشرف آقاجانی پدر شهید آقاجانی-رنجکش-اسماعیل جمشیدی-علی اکبری ماچیانی
موسی و عیسی حسین پور سارسری-
پدر شهید آشورایی غلامرضا آقاجانی  و آقا عبدالله بامداد ماچیانی

+++++

نوشته های جلال-شهرام ناظری و پسرش

نوشته های جلال و جلال و سالار گنجارودی-1391
جلال و سالار گنجارودی 

نوشته های جلال و جلال و سالار گنجارودی-1391
جلال و آقا سالار گنجارودی 

نوشته های جلال و جلال و سالار گنجارودی-1391
سالار و جلال گنجارودی

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392
مناظری از طبیعت گنجارود

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392
مناظری از طبیعت گنجارود

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392

نوشته های جلال و سالار گنجارودی-1391
سالار گنجارودی 

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392

نوشته های جلال و محمد صادق گنجارودی-1391
محمد صادق گنجارودی 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت 11:6  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و یک دختربچه ی گیلانی-1392
یک گیلانی اصیل  

بیکارترین استان‌هـای کشـور کدامند؟!

سرویس اجتماعی خرداد

  6 استان کردستان، کرمانشاه، کهکیلویه و بویراحمد،

 لرستان، سیستان و بلوچستان و گیلان؛

بیکارترین استان های کشور هستند

و

بالاترین درصد از مجموع 2.4 میلیون بیکار فعلی را

در خود جای داده اند.

 در این بین،

 4 استان از مجموع بیکارترین مناطق کشور

در غرب ایران واقع شده

و

سهم شرق و شمال ایران نیز یک استان است.

+

مقایسه وضعیت نرخ های بیکاری

در برخی استان های به شدت شبیه یکدیگر از لحاظ آب و هوایی،

منطقه ای و برخورداری مانند گلستان و گیلان

 که در گذشته ای نه چندان دور همسایه نیز بوده اند نیز

 نتایج جالب و در عین حال قابل توجه برنامه ریزان را نشان می دهد.

+

کوچ بیکاری به شمال و غرب

به گزارش مرکز آمار ایران

نرخ بیکاری در استان گلستان در پاییز امسال 4 درصد

و

در گیلان 16.4 درصد بوده است،

یعنی گیلانی ها نسبت به گلستانی ها

 4 برابر بیشتر دغدغه بیکاری فرزندان خود را دارند

و

این معضل بزرگ اجتماعی را لمس می کنند!

+

با این اوصاف در فصل سوم امسال

 استان‌های گلستان با 4 درصد،

 کرمان 5.4 درصد،

هرمزگان 5.8 درصد،

 سمنان 5.9 درصد،

 یزد 6.5 درصد

و

همدان با 6.8 درصد

 بهترین بازارهای کار کشور را در اختیار داشته اند

و

کمترین نرخ‌های بیکاری به شرحی که گذشت،

 در آنها به ثبت رسیده است.

+

از سوی دیگر،

 بازار کار در استان هایی مانند سیستان و بلوچستان با 13.9 درصد،

کهکیلویه و بویراحمد 14.7 درصد،

 کرمانشاه 15.9 درصد،

کردستان 16.1،

گیلان 16.4

و

لرستان با 18.9 درصد؛

به شدت نامناسب

و

در شرایط تقاضای بالایی

از سوی کارجویان برای اشتغال قرار دارد.

+

به صورت کلی هم اکنون بیکاری اصلی کشور

 در استان های واقع در شمال و غرب کشور متمرکز شده

و

از این بابت استان های واقع در فلات مرکزی ایران

 از وضعیت به مراتب بهتری برخوردارند.

+

 درباره 3 استان شمالی کشور نیز نکته قابل اهمیت

وضعیت مناسب بیکاری در گلستان

و

وضعیت نامناسب در مازندران و گیلان است

به نحوی که گیلان

در جمع 6  استان اول بیکار کشور قرار دارد.

نوشته های جلال و جلال و سالار گنجارودی-1391
جلال و آقا سالار گنجارودی

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392
گنجارود

نوشته های جلال و محمد امین نیک قلب-حمید قربان نیا-اسماعیل نیک قلب رودسری-1391
محمد امین نیک قلب-حمید آقا قربان نیا میرک محله و آقا اسماعیل نیک قلب رودسری

نوشته های جلال و مجید قربان نیا میرک محله-1391
مجید قربان نیا و آقا زاده اش 

نوشته های جلال و تخت جمشید-1392
تخت جمشید در پوشش برف

نوشته های جلال و پل روگذر در یکی از میدان های کشور چین-1392
پل روگذر در چین

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392
گنجارود

نوشته های جلال و محمد امین نیک قلب رودسری-1391 
محمد امین نیک قلب رودسری در ساحل نوشهر

نوشته های جلال و مجید قربان نیا میرک محله-1391
آقا مجید قربان نیا و ...

نوشته های جلال و حمید قربان نیا--1391
حمید قربان نیا و محمد امین نیک قلب

 نوشته های جلال و هوای برفی امسال-زمستان 1392
هوای برفی در صفاشهر

نوشته های جلالو اسماعیل نیک قلب رودسری و جلال گنجارودی -1391
آقا اسماعیل نیک قلب رودسری و جلال گنجارودی در نوشهر

نوشته های جلال و برف امروز در صفاشهر-آقا رضا و مسعود فرخی فر-13-11-1392
آقا رضا و مسعود فرخی فر در برف امروز صفاشهر

نوشته های جلال و برف امروز در صفاشهر-آقا رضا و مسعود فرخی فر-13-11-1392
جلال و رضا فرخی فر امروز در هوای برفی صفاشهر

نوشته های جلال و برف امروز در صفاشهر-جلال و آقا رضا فرخی فر-13-11-1392

نوشته های جلال

نوشته های جلال و برف امروز در صفاشهر- آقا رضا فرخی فر و جلال گنجارودی-13-11-1392
رضا فرخی فر و جلال در صفاشهر

نوشته های جلال و برف امروز در صفاشهر-جلال و آقا رضا فرخی فر-13-11-1392
جلال و رضافرخی فر

نوشته های جلال و برف امروز در صفاشهر- آقا رضا فرخی فر و جلال گنجارودی-13-11-1392

نوشته های جلال و برف امروز در صفاشهر-جلال و آقا رضا فرخی فر-13-11-1392

نوشته های جلال و برف امروز در صفاشهر-آقا رضا و مسعود فرخی فر-13-11-1392
رضا و مسعود فرخی فر

نوشته های جلال و برف امروز در صفاشهر-آقا رضا و مسعود فرخی فر-13-11-1392
رضا و مسعود فرخی فر

نوشته های جلال و آقایان یعقوب محمدابراهیمی زواره ای و حسن عطارزاده تهرانی و علیمحمد خوب بخت گلپایگانی-14-11-1392
یک روز برفی در صفاشهر

نوشته های جلال و آقای یعقوب محمدابراهیمی زواره ای-14-11-1392
یعقوب محمدابراهیمی زواره ای

نوشته های جلال و آقای یعقوب محمدابراهیمی زواره ای -14-11-1392

نوشته های جلال و آقای حسن عطارزاده تهرانی-14-11-1392
حسن عطارزاده تهرانی

نوشته های جلال و آقای علیمحمد خوب بخت گلپایگانی-14-11-1392
علیمحمد خوب بخت گلپایگانی

نوشته های جلال و آقای حسن عطارزاده تهرانی-14-11-1392
حسن عطارزاده

نوشته های جلال و آقایان حسن عطارزاده و خالقی-14-11-1392
خالقی و عطارزاده

نبرد اردک و ...
نبرد اردک و عقاب

نوشته های جلال و برف امروز در صفاشهر-جلال و آقا رضا فرخی فر-13-11-1392
آقا رضا فرخی فر و جلال گنجارودی 

نوشته های جلال و برف امروز در صفاشهر- آقا رضا فرخی فر و جلال گنجارودی-13-11-1392

نوشته های جلال و برف امروز در صفاشهر-13-11-1392
مناظری از برف در صفاشهر 

نوشته های جلال و برف امروز در صفاشهر-13-11-1392

نوشته های جلال و برف امروز در صفاشهر-13-11-1392

نوشته های جلال و برف امروز در صفاشهر-آقا رضا فرخی فر-13-11-1392
رضا فرخی فر

نوشته های جلال و محمد صادق گنجارودی-1391
محمد صادق گنجارودی

نوشته های جلال و جلال و سالار گنجارودی-1391
آقا سالار و جلال گنجارودی

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392
گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392

نوشته های جلال و جلال گنجارودی-1391
جلال گنجارودی 

نوشته های جلال و علی قنبری سرمستانی در گنجارود-1391
علی قنبری سرمستانی

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392
گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392

نوشته های جلال و مهندس ضیا گنجارودی-کرج 1390
مهندس ضیا گنجارودی 

نوشته های جلال و علی قنبری سرمستانی در گنجارود-1391
علی قنبری سرمستانی

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392
مناظری از طبیعت گنجارود به سمت رشته کوه های البرز

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود-پاییز 1392

نوشته های جلال و جلال گنجارودی-1391
جلال در گنجارود 

نوشته های جلال و محمد صادق گنجارودی-1391
محمد صادق گنجارودی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1392ساعت 7:53  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و جلال و مهندس ضیا گنجارودی-کرج-1390
جلال و مهندس ضیا گنجارودی 

روحانی

با اشاره به ظرفیت‌های استان گیلان تأکید کرد:

گیلان استانی مستعد در زمینه‌های مختلف بویژه کشاورزی و گردشگری است و اطمینان داشته باشید که در حد مقدورات به دنبال کمک به توسعه استان و حل مشکلات هستیم.

رییس‌جمهور با بیان اینکه

"صفت «سرسبز» با نام گیلان عجین شده است"، گفت

گیلان از زیبایی‌های طبیعی و نعمات خدادادی بی‌شماری بهره‌مند است و انسان‌های پاک، مؤمن و خدوم، زیبایی‌های این استان را دو چندان کرده است.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

رییس‌جمهور با بیان اینکه "صفت «سرسبز» با نام گیلان عجین شده است"، گفت

گیلان از زیبایی‌های طبیعی و نعمات خدادادی بی‌شماری بهره‌مند است و انسان‌های پاک، مؤمن و خدوم، زیبایی‌های این استان را دو چندان کرده است.
توسعه شبکه ریلی برای دولت جایگاه مهم و استراتژیکی دارد
وی گیلان را استانی سرشار از استعدادهای شگرف توصیف کرد و یادآور شد:

گیلان از جمله استان‌هایی است که سالانه میزبان میلیون‌ها مسافر و گردشگر از ایران و دیگر کشورهای دنیاست و توسعه زیرساخت‌های حمل و نقل در این منطقه بسیار اهمیت دارد. البته حمل و نقل و بویژه توسعه شبکه ریلی که جزو درخواست‌های بحق نمایندگان استان نیز هست، از نگاه دولت نیز نه تنها در عرصه استان‌های شمالی بلکه در سطح ملی و منطقه‌ای، جایگاه مهم و استراتژیکی دارد.
روحانی ادامه داد:

راه‌آهن نقش مؤثری در پیوند دادن منافع اقتصادی و به تبع آن امنیت ملی ایران با کشورهای منطقه دارد و باید با توسعه خطوط ریلی در داخل و بین کشورهای همسایه منافع اقتصادی منطقه‌ای ایران و کشورهای همسایه به یکدیگر گره بخورد.
رییس‌جمهور خاطرنشان کرد:

دولت یازدهم در سخت‌ترین شرایط ممکن و با حجمی قابل توجه از تحریم‌ها و مشکلات کار را تحویل گرفت، اما اینها به معنای آن نیست که نمی‌توان مشکلات را حل کرد و به اهداف بلند دست یافت.

در این شرایط اگرچه نمی‌خواهم بگویم نقد سازنده و در راستای منافع ملی فراموش یا به حاشیه رانده شود، اما اولویت باید مشورت دادن و کمک به دولت در راستای هم‌افزایی تلاش‌ها برای حل مشکلات انباشته باشد.
وی با اشاره به تدوین و ارائه لایحه بودجه در موعد قانونی گفت:

دولت در زمانی که حتی اصلاحیه بودجه سال جاری از مجلس بازنگشته بود، لایحه بودجه سال 93 را در زمان قانونی تهیه و تسلیم مجلس کرد تا تعهد خود را بر حرکت در مرز قانون اثبات کند.
ریشه بسیاری از مشکلات، داخلی است اما اجرای توافق ژنو می‌تواند کمک کند
روحانی با بیان اینکه "اجرایی شدن توافق ژنو می‌تواند به حل مشکلات کمک کند"، تصریح کرد:

البته ریشه اصلی بسیاری از مشکلات، داخلی است و حل بسیاری از این مشکلات راه‌حل کوتاه‌مدت ندارد.
رییس‌جمهور اضافه کرد:

قصد بحث درباره مسائل گذشته را ندارم و تأکید دارم که باید نگاه ما رو به آینده باشد و بر حل و فصل مشکلات تمرکز شود؛ حل و فصل مشکلات بزرگ نیازمند قدرت ملی است که آن هم در سایه وحدت و انسجام حاصل می‌شود.
روحانی در تشریح آثار و تبعات انتخابات 24 خرداد در عرصه داخلی و بین‌المللی نیز اظهار کرد:

در عرصه داخلی این انتخابات باعث ایجاد نشاط و امید شد و در عرصه بین‌المللی نیز شاهد بودیم زمانی که بنده به نیویورک سفر کردم، همه مقامات کشورها و از جمله اروپایی‌ها، درخواست ملاقات داشتند؛ این نشان عظمت اراده و همبستگی ملت ایران است که در انتخابات 24 خرداد متجلی شد.
افتخار تصویب پیشنهاد جهان عاری از خشونت و افراطی‌گری، متعلق به ملت ایران است
وی همچنین با اشاره به تصویب قطعنامه پیشنهادی ایران در سازمان ملل گفت: وقتی پیشنهاد جهان عاری از خشونت و افراطی‌گری را در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل اعلام کردم، اگرچه خواهان قرار گرفتن آن در دستور کار مجمع عمومی بودیم، اما همه فکر نمی‌کردیم به این سرعت بانیان آن از یک کشور به 43 کشور افزایش یابد و پس از طرح در مجمع عمومی با وجود برخی مخالفت‌ها از جمله رژیم صهیونیستی، حتی این رژیم نیز جرأت طرح درخواست رأی‌گیری برای آن را نداشت تا قطعنامه با اجماع به تصویب برسد. این افتخاری بزرگ و متعلق به ملت ایران و یکی دیگر از آثار انتخابات 24 خرداد است.
روحانی در ادامه تأکید کرد:

طرح موضوع عقلانیت و اعتدال از سوی دولت یک شعار نیست، بلکه معتقدیم مشکلات بدون تکیه بر عقلانیت و اعتدال حل نخواهد شد.

یکی از مشکلات اساسی جامعه ما افراط بوده و از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی همواره افراطیون، برای کشور مشکل درست کردند و اگر چه ممکن است گاهی در اقدامات خود حسن نیت هم داشتند، اما نتیجه اقداماتشان ایجاد مشکل کرده است.
رییس‌جمهور با بیان اینکه "برای رسیدن به ایرانی امن، آزاد و پیشرفته باید گذشت کرد"، گفت:

با انشقاق و اختلاف، کاری پیش نمی‌رود. اروپایی‌ها در حالی که یک تاریخ مملو از جنگ و درگیری و اختلاف با یکدیگر داشتند، به این نتیجه رسیدند که با یکدیگر متحد شوند و شدند، ما که از بهترین دین و فرهنگ و آموزه‌ها برخورداریم چرا نباید در کنار یکدیگر و بر مبنای اعتدال با هم تعامل داشته باشیم؟
وی با تأکید بر لزوم تعامل سازنده با جهان اظهار کرد:

تردیدی وجود ندارد که باید بر پایه عزت، حکمت و مصلحت مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی را توسعه داد تا بتوان هرچه سریع‌تر با بهره‌گیری از همه ظرفیت‌ها مشکلات را برطرف کرد.
رییس‌جمهور با تاکید بر اینکه "باید عقلانیت و تدبیر اساس و بستر همه تلاش‌ها برای تحقق اهداف باشد"، اظهار کرد:

دولت کاملاً واقع‌بینانه و بر مبنای ظرفیت‌ها، بودجه سال 93 را به مجلس ارائه داده و امیدواریم که این لایحه در مجلس خیلی تغییر نکند و بویژه ارقام بودجه افزایش پیدا نکند.
نرخ تورم باز هم کاهش یافته است
روحانی با بیان اینکه "امید به بهبود اوضاع، بسیار زیاد است"، تصریح کرد:

طبق گزارشی که دیروز منتشر شد، نرخ تورم باز هم کاهش یافت و تورم نقطه به نقطه به 28.8 رسید. امیدواری مردم به عنوان بزرگترین سرمایه، هر روز بیشتر از پیش می‌شود.

برای تداوم این حرکت باید بیش از پیش با یکدیگر متحد شویم و در برابر چشم‌هایی که ما را می‌نگرند، اتحاد واقعی را به نمایش بگذاریم.
حجم سوال نمایندگان از وزرا با حجم کاری بالای آنها تناسب ندارد
رییس‌جمهور با اشاره به طرح ده‌ها سوال از وزرا در مدت سه ماه از سوی نمایندگان مجلس خاطرنشان کرد:

سوال حق نمایندگان است، اما چنین حجمی از سوال از وزرا با حجم کاری بالای آنها تناسب ندارد و گاه برخی از تقاضاها و درخواست‌ها نیز منطبق با قانون نیست و وزیر در قبال عدم برآورده کردن آن، نباید تهدید شود. باید نمایندگان محترم، وزرا را برای انجام کار بهتر دلگرم کنند.
از وزرا خواسته‌ام ضمن احترام کامل به مجلس، بر اجرای دقیق قانون ایستادگی کنند
روحانی در عین حال گفت:

اما بنده از وزرا خواسته‌ام ضمن احترام کامل به نمایندگان و مجلس، بر اجرای دقیق قانون ایستادگی کنند. تردیدی ندارم که نمایندگان مجلس هم دلسوز و خواهان شرایط بهتر برای کشورند.
رییس‌جمهور خواهان تجمیع توان نمایندگان برای کمک به دولت در راستای حل مشکلات مردم شد و اظهار کرد:

منظور این درخواست کمک به رییس‌جمهور یا وزرا نیست، بلکه کمک به تلاش‌های دولت برای رفع مشکلات مردم است. باید همه قوا با هم متحد و تحت نظارت رهبری معظم کار را به پیش ببرند.
وی با اشاره به ظرفیت‌های استان گیلان تأکید کرد:

گیلان استانی مستعد در زمینه‌های مختلف بویژه کشاورزی و گردشگری است و اطمینان داشته باشید که در حد مقدورات به دنبال کمک به توسعه استان و حل مشکلات هستیم.
رییس‌جمهور همچنین گفت:

برای تصمیم‌گیری برای تقسیمات کشوری و ارتقا‌ء اداری مناطق مختلف کشور طرح جامعی در وزارت کشور در دست تهیه است که در آینده در دولت بررسی خواهد شد.
بر اساس این گزارش، پیش از سخنان رییس‌جمهور نمایندگان استان در سخنانی توجه به کشاورزی گیلان، بویژه تولید برخی محصولات مثل برنج و چای و لزوم نگاه استراتژیک دولت به این محصولات، توجه بیشتر به ظرفیت‌های گردشگری، لزوم توسعه زیرساخت‌های حمل و نقل در استان، توسعه شبکه فاضلاب، صرف توجه کافی به جمع‌آوری پسماندها، توجه به حل مشکلات صیادان، اتمام ساخت بنادر نیمه تمام گیلان، تسریع در بهره‌برداری از منابع نفت و گاز کشف شده در خزر و اصلاح تقسیمات کشوری در استان را خواستار شدند.

نوشته های جلال و مهندس ضیا گنجارودی-1392
مهندس ضیا گنجارودی

 نوشته های جلال -ئر مسیر جاده ی هراز به نوشهر-1391
جاده هراز

 

نوشته های جلال و بلال و جلال گنجارودی-پاییز 1392
بلال و جلال گنجارودی و پختن انار ترشی  

نوشته های جلال و مناظری از افرمجان-1391
افرمجان

از سایت سریش

 نوشته های جلال و این 2 غاز وحشی
غازها ی وحشی

 

نوشته های جلال و یک دختربچه ی گیلانی-1392

 نوشته های جلال و جلال و اسماعیل نیک قلب رودسری-نوشهر-1391
جلال و آقا اسماعیل نیک قلب رودسری

نوشته های جلال و درختان صنوبر در افرمجان-1391
درختان صنوبر در افرمجان

نوشته های جلال و 3 راه مظفر در روشن آبسر-1391
سه راهی مظفر در روشن آبسر

نوشته های جلال و روشن آبسر به سمت کلانکلایه-1391

نوشته های جلال و 3 راه مظفر در روشن آبسر-1391

نوشته های جلال و جلال و جلال گنجارودی--نوشهر-1391 
جلال گنجارودی در نوشهر ۱۳۹۱

نوشته های جلال و 3 راه مظفر در روشن آبسر-1391
روشن آبسر

نوشته های جلال و گنجارود-1391
گنجارود 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1392ساعت 19:1  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

 

نوشته های جلال و جناب آقای ناصر علیمحمدی و همسر گرامی شان-1392
ناصر علیمحمدی و هاجر خانم حبیب پور 

نوشته های جلال و بلال و جلال و محمد صادق گنجارودی-کمربندی کلاچای-زمستان 1390
بلال و جلال و محمد صادق گنجارودی

آخرین وضعیت امکانات زندگی در روستاها

محرومیت 52 درصد روستاییان از گاز لوله کشی

با وجود اینکه در فاصله سال های 1390 تا 1391 امکانات اولیه زندگی در روستاهای کشور رو به بهبود و اغلب تکمیل بوده است اما هنوز بیش از 50 درصد از این خانوارها از امکان استفاده از گاز لوله کشی برخوردار نیستند.

آفتاب: بررسی وضعیت امکانات محل سکونت زندگی روستاییان کشور حاکی از آن است که در بین آب لوله کشی، برق، تلفن همراه و گاز لوله کشی به عنوان چهار بخش از تسهیلات عمده محل زندگی گاز رسانی در سطح پایین تری نسبت به سایر امکانات قرار دارد.
به استناد آمارهای مرکز آمار، در سال 1390 حدود 44.7 درصد از خانوارهای روستایی از گاز لوله کشی برخوردار بوده اند که در سال 1391 به 48.4 درصد افزایش یافته اند.
ابن در حالی است که طرح گازرسانی به روستاهای کشور از سال 87 با مسولیت شرکت ملی گاز ایران- مادر تخصصی آغاز شده است و پیش بینی دولت در بودجه 1393 این است که این طرح بزرگ عمرانی کشور تا پایان سال 1394 به اتمام برسد.
اما برآورد معاونت برنامه ریزی از بودجه نهایی تا تکمیل این پروژه هزینه ای حدود271 میلیارد و 440 میلیون و 700 هزار تومان است که بر این اساس در سال پیش بینی شده برای اتمام یعنی سال 1394 نزدیک به 196 میلیارد و 544 میلیون و 500 هزار تومان بودجه باید به این بخش اختصاص داده شود.
در عین حال بودجه در نظر گرفته شده برای پیشبرد طرح گازرسانی به روستاهای کشور در سال 1393 حدود 16 میلیارد و 500 میلیون تومان است.
برخورداری نزدیک به 100 درصدی از برق
همچنین مرکز آمار از برخورداری 94.6 درصدی خانوارهای روستایی آب لوله کشی تا پایان سال 1391 خبر داده و این در حالی است که طرح آب رسانی نسبت به سال 1390 حدود 1.6 درصد افزایش یافته است.
اما تنها 0.3 درصد از روستاییان به برق دسترسی ندارند به گونه ای که تا پایان سال 1390 حدود 99.7 درصد در محل زندگی شان برق داشته اند.
فقط سه درصد روستاییان ازاینترنت استفاده می کنند

همچنین بررسی میزان استفاده از وسایل ارتباطی حاکی از آن است که65.2 درصد خانوارهای روستایی از امکان استفاده ازتلفن ثابت برخوردارند که البته 81 درصد روستانشیان تا پایان سال 1391 تلفن همراه را نیز در اختیار داشته اند.
از سویی دیگر بیش از 87 درصد مردم در روستاها رایانه ندارند به عبارتی دیگر تنها 12.3 درصد روستاییان از رایانه استفاده می کنند.
15 درصد خانوارهای روستایی حمام ندارند
به گزارش ایسنا، حدود 15.5 درصد از روستاییان از داشتن حمام محرومند به گونه ای که آمارها نشان می دهد تا پایان سال 91 نزدیک به 84.5 درصد از آن ها در محل سکونتشان از حمام برخوردار بوده اند.

نوشته های جلال و این مادر پیر و زحمتکش گیلانی-1392
دوشنبه بازار رحیم آباد-گیلان

نوشته های جلال و بلال گنجارودی-اصغر سلیمانی بالنگاه-یوسف دانشور نیلو-....- سالار گنجارودی در آزاربن-1391
بلال گنجارودی-اصغر سلیمانی بالنگاه-دکتر یوسف دانشور نیلو-باقری مازندرانی-سالار گنجارودی

نوشته های جلال و هوای برفی امسال-زمستان 1392
جلال در هوای برفی پریروز در صفاشهر

نوشته های جلال -ئر مسیر جاده ی هراز به نوشهر-1391
جاده هراز

 نوشته های جلال و هوای برفی امسال-زمستان 1392

نوشته های جلال و هوای برفی امسال-زمستان 1392

نوشته های جلال

نوشته های جلال و هوای برفی امسال-زمستان 1392
جلال در هوای برفی روز گذشته در صفاشهر

نوشته های جلال و حسین علیجانی و جلال گنجارودی -پاییز 1392
جلال و بلال گنجارودی

نوشته های جلال و هوای برفی امسال-زمستان 1392

نوشته های جلال و هوای برفی امسال-زمستان 1392نوشته های جلال

نوشته های جلال و آسمان تهران 1392 
هوای آلوده ی تهران

نوشته های جلال
غازهای وحشی در میانکاله

نوشته های جلال

نوشته های جلال

نوشته های جلال

نوشته های جلال

نوشته های جلال

نوشته های جلال

نوشته های جلال

نوشته های جلال

نوشته های جلال-فقیه محله ی رحیم آباد-1390
فقیه محله ی ماچیان

نوشته های جلال-فقیه محله ی رحیم آباد-1390

نوشته های جلال-رحیم آباد-1390

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1392ساعت 17:17  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

نوشته های جلال و حبیب آقا و خانمش-ارسالی از مولود حبیب پور-زمستان 1392 

"سلام"

قصه ی رنگ پریده، خون سرد139
 بگذرد آب روان جویبار
 تازگی و طلعت روز بهار
گریه ی بیچاره ی شوریده حال
 خنده ی یاران و دوران وصال
نیما یوشیج

557

"حبیب آقا؟!"

حبیب آقا،

نه کافه رفته است،

 نه کتاب خوانده است

 نه سیگار برگ بر لب گذاشته

 و

نه کلاهِ کج بر سر.

+
نه با فیلم تایتانیک گریه کرده است

 و

 نه ولنتاین میداند چیست.
اما صدیقه خانم که مریض شد،

 شب ها کار میکرد

و

 صبح ها به کارخانه میرسید.
+
در چشمانش خستگی فریاد میزد،

خواب یک آرزو بود.
اما جلوی بچه ها و صدیقه خانوم

ذره ای ضعف بروز نمیداد.

حبیب آقا عشق را معنا میکرد،

 نمایش نمیداد!

مولود حبیب پور

http://neveshtehayejalal.blogfa.com/

نوشته های جلال و حسین علیجانی گنجارودی-پاییز 1392
حسین علیجانی گنجارودی

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392
دریچه ای از گنجارود به سمت رشنه گوه های البرز

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و بلال و جلال گنجارودی-پاییز 1392
بلال و جلال گنجارودی

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392
مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشنه کوه های البرز

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال وحسین علیجانی و جلال گنجارودی-پاییز 1392
حسین علیجانی و جلال  گنجارودی

نوشته های جلال و انار ترسی و جلال گنجارودی-پاییز 1392
جلال و انار ترشی

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392
گنجارود به سمت رشته کوه های البرز

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392
مناظری از گنجارود

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و گنجارود-پاییز 1392

نوشته های جلال بلال و جلال گنجارودی-پاییز 1392
بلال و جلال گنجارودی

نوشته های جلال و جلال در هوای برفی امسال-11-10-1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392
گنجارود به سمت رشته کوه های البرز

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و جلال در هوای برفی امسال-11-10-1392
جلال و این هوای برفی امسال

نوشته های جلال و جلال در هوای برفی امسال-11-10-1392
جلال در هوای برفی امسال

نوشته های جلال و برف پارسال-1391

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392
مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

نوشته های جلال و حبیب آقا و خانمش-ارسالی از مولود حبیب پور-زمستان 1392 

نوشته های جلال و جلال در هوای برفی امسال-11-10-1392 
جلال در هوای برفی امسال

نوشته های جلال و جلال در هوای برفی امسال-11-10-1392

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392
گنجارود

نوشته های جلال و مناظری از گنجارود به سمت جنوب و رشته کوه های البرز-پاییز 1392

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1392ساعت 18:30  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

 نوشته های جلال و جلال و آقا سالار گنجارودی-1392
سالار و جلال گنجارودی
 

"سلام"

برای ایجاد یک مرکز پرورش مرغ(مرغداری)

باید قوانین جاری رعایت شود

در غیر این صورت ممکن است به جای نفع

همه ی اهالی روستا متضرّر شوند

+

نکته ای که بسیار حائز اهمیّت است

بهداشت و سلامتی اهالی روستا می باشد

طبق قوانین جاری

جهت حفظ سلامت اهالی روستا

مقرّر شده است که

تاسیسات مرغداری ها نباید

نزدیک آب رودخانه ها

و

یا در مسیر جریان هوا و باد به سمت روستا

(کو باد-جریان هوا از کوه به درّه در گنجارود)

و

از همه مهمتر

فاصله ی تاسیسات مرغداری ها تا روستا

نباید کمتر از 1000 متر باشد.

+

حالا اگر اقلا 3 مورد فوق الذّکر رعایت شده باشد 

خیلی خوب،

وگرنه اهالی روستا

برای حفظ سلامتی خود(ساکنین روستا)

باید از طریق مراجع قانونی

(امور اراضی جهاد، سازمان مسکن، شورای اسلامی روستا، سازمان حفاظت از محیط زیست، منابع طبیعی، سازمان آب منطقه ای، سازمان آب و فاضلاب روستایی، سازمان دامپزشکی)

دست به اقدام عاجل زده

و

جلوی ساخت مرغداری را بگیرند

جلال گنجارودی  

+

انتخاب زمين

جهت انتخاب زمين مناسب براي اجرا بايستي مواردي از قبيل

در دسترس بودن امکانات رفاهي مانند جاده هاي ارتباطي مناسب، نزديکي برق، آب و ... را مد نظر قرار داد

و

حتي الامکان سعي نمود تا زمين مورد نظر به گونه اي انتخاب گردد که سرمايه گذار جهت آماده سازي آن و تهيه امکانات کمترين هزينه را متحمل گردد.

ضمن اينکه مکان مورد نظر بايستي داراي حداقل ضوابط جهاد کشاورزي جهت اجراي پروژه باشد

که برخي از اين ضوابط عبارت اند از

الف) داشتن حداقل فاصله يک کيلومتر با مراکز نگهداري دام و ماکيان گوشتي

ب) داشتن حداقل فاصله دو کيلومتر با مراکز نگهداري دام و ماکيان داشتي

ج) داشتن حداقل فاصله دو الي سه کيلومتري(2 تا 3000 متر) با مناطق مسکوني

و

مواردي از اين قبيل که جهت احراز استعلام مثبت و صدور اجازه فعاليت از سوي سازمانهاي ذيربط لازم مي باشد.

+

اگر قصد ساخت گاوداری یا مرغداری دارید

 این مقاله رابخوانید !

مراحل ساخت گاوداری و مرغ داری

زمین

مهمترین و کلیدی ترین مورد برای راه اندازی یک دامداری انتخاب زمین از نظر موقعیت جغرافیایی رعایت فواصل از دیگر دامداری ها ومرغداری ها میباشد و حتی استانی که درآن سکونت دارید در انتخاب زمین بسیار موثر است به عنوان مثال اگر در استان های کم آب که اکثرا"درمرکز و شرق ایران هستند حتما"سعی کنید که زمین مورد نظرتان یا چاه آب داشته باشد یاسهمیه آب متناسب با نوع کارتان(حداقل 5مترمکعب درشبانه روز)داشته باشید یا اینکه به آب لوله کشی نزدیک باشید و در غیر اینصورت اگربه فکرخرید زمین دیم زار و سپس اخذ مجوز حفرچاه میباشید بدانید که این کار شدیدا" وقتتان راتلف خواهد نمود و بایستی سالها برای این مجوز دوندگی نمایید و مشخص هم نخواهد بودکه موفق میشوید یانه! و اگر هم توفیق اخذ آنرا بیابید احتمالا قوانین در طی آن مدت تغییراتی کنند که از سوی دیگر کارتان به بن بست برسد.
حال اگر ساکن استانهای غربی هستید موضوع کمی متفاوت میباشد البته مورد کمبود آب و سختگیری درخصوص حفر چاه یک اپیدمی سراسری است ولی دراستانهای غربی سختگیریهای کمتری اعمال می شود ولی درمقابل سختگیری بیشتر را نسبت به نوع زمین اعمال میکنند به عنوان مثال استانهایی مانند لرستان-کرمانشاه-کردستان واستانهای شمالی و شمال غربی به دلیل کوهستانی بودن نسبت به اراضی مسطح حساسیت وجود دارد و معمولا" باتغییر کاربری این گونه اراضی موافقت نمی شود

بنابراین به دنبال تهیه زمین هایی باشید که ازلحاظ کشاورزی نامرغوب و کم ارزش محسوب شوند مانند زمینهای سنگلاخ یادر شیب تپه که در ردیف اراضی درجه دو سه قرار داشته باشند در غیر اینصورت امور اراضی جهاد محل سکونتتان با تغییرکابری موافقت نخواهد نمود.

حریم

در خصوص رعایت حریم در حال حاضر فاصله از گاوداری130متر و فاصله از مرغداری 400متر و فاصله از روستا 1000متردرنظرگرفته شده که درهنگام تهیه زمین باید به این نکته هم توجه داشته باشید.


مالکیت

این مورد درجهادکشاورزی استانهای مختلف به صورت سلیقه ای است وقانون مشخص و مدونی درخصوص اسنادومدارکی که مالکیت شما را بر زمین اثبات میکند وجودندارد ولی درکل سه نوع مدرک برای جهادکشاورزی قابل قبول است اول سند مالکیت یابنچاق دوم وکالتنامه بلاعزل سوم اجاره نامه محضری بیست ساله که البته درهرسه مورد اصالت مدارک شما و فروشنده یا اجاره دهنده زمین از ثبت اسناد استعلام میشود.

برق

مورد دیگر برق است باید توجه داشته باشید که درحال حاضر هزینه نصب هر عدد پایه از سوی اداره برق حدود یک ملیون تومان است و باتوجه به فاصله60متری میان هر پایه با پایه بعدی بعنوان مثال اگرشما با نزدیکترین خطوط انتقال نیرو 500مترفاصله داشته باشید حدود شش پایه لازم است تا برق به زمین شمابرسد یعنی شش ملیون تومان هزینه علاوه برهزینه خرید انشعاب و نصب ترانس وتابلوی مربوطه ودراین میان اگر قرارباشد تیرهای برق ازمیان اراضی دیگران عبورکندجلب رضایت آنهاهم برای اینکه اجازه دهند تیربرق درزمین شان نصب شود برعهده شما خواهدبودومعلوم نیست این جلب رضایتهاچقدربرای شما هزینه دربرخواهدداشت پس در هنگام تهیه زمین به مسئله نزدیکی برق به زمین توجه داشته باشید.

همسایگان

مورد بعدی همسایگان زمین شما هستند چون احداث دامداری یامرغداری بدون رضایتنامه کتبی همسایگان امکانپذیرنخواهدبود و این مورد یک قانون و دستورالعمل جهاد کشاورزی است و یکی از نامه هایی که در ابتدای کار به شما تحویل داده میشود رضایتنامه کتبی است که بایستی مالکان اراضی همجوار شما آنرا امضاء و اثرانگشت بزنند و شورای اسلامی روستا هم مهر و امضاء نمابد و در این بین اگر حتی یکی از همسایه های شما با دلیل یا بی دلیل مخالفت نماید از نظر جهادکشاورزی معارض محسوب شده و از ادامه کار شما جلوگیری خواهدنمود.

به نظربنده بهترین راه حل آنست که این مورد رابه عنوان یکی از شرایط خرید زمین به عهده فروشنده که معمولا"اهل همان منطقه بوده و با همسایگانش آشنایی دیرین دارد بگذارید تا به مشکلی دراین خصوص برنخورید.


استعلام

پس از اینکه زمین شما توسط کارشناس جهاد مورد بازدید و تأیید اولیه قرار گرفت شما را به ادارت زیر جهت استعلام زمین معرفی میکنند
سازمان میراث فرهنگی
اداره راه وترابری
سازمان ثبت اسناد
شرکت نفت
شرکت گاز
اداره برق
مخابرات
امور اراضی جهاد
سازمان مسکن
شورای اسلامی روستا
سازمان حفاظت از محیط زیست
منابع طبیعی
سازمان آب منطقه ای
سازمان آب و فاضلاب روستایی
سازمان دامپزشکی
که تمام این ادارت وسازمان ها بایستی زمین را مورد بازدید قرار دهند و بلااستثناء نظر مثبت اعلام نمایند در غیر این صورت و در صورت مخالفت هریک از ادارات فوق بایستی محل زمین را تغییر داده و تمامی مراحل از ابتدا آغاز نمایید پس پیش از آغاز این مراحل شما می بایستی به صورت کارشناسانه و کاملا" حرفه ای نسبت به انتخاب زمین اقدام نمایید یعنی باید حریم جاده را راعایت نمایید گاز نفت و یا تلفن از زمین تان عبور نکرده باشد زمین در مناطقی مورد کاوش باستانشناسی قرار گرفته نباشد حریم روستا-گاوداری-مرغداری و غیره را رعایت نماییدحریم چاههای اطراف را رعایت نمایید و درصورتی که زمینی با رعایت کلیه این موارد پیدا کردید آنگاه مراحل اداری را آغاز نمایید و صادقانه بگویم اگرچند ماه وقت هم برای یافتن چنین زمینی صرف نمایید ارزشش رادارد و نادیده گرفتن هریک از این موارد و سپس مواجه شدن با مانع در هریک از ادارات ممکن است شما را چنان دلسرد نماید که کلا"ازخیرادامه کار بگذرید.

معرفی به مرکزاستان

اگرچنانچه شما تمامی این مراحل را با موفقیت پشت سرگذاشته باشید پرونده شمادرشهرستان کامل شده است وشمابه مرکزاستان معرفی میشوید(البته چنانچه ساکن مرکزاستان باشید کارتان سهل تر خواهدبود)درآنجامجددا"به اموراراضی(استان)معرفی میشوید که بایستی یک سری مدارک را برای این اداره تهیه نمایید

1-کروکی تأیید شده زمین

2-تعهد محضری در خصوص همسایگان

3-استعلام اداره راه و ترابری استان

4-استعلام از بنیاد مسکن استان


1-شما بایستی با مراجعه به یکی از دفاتر مهندسی اقدام به تهیه کروکی1/5000 از زمین با تعیین فاصله از جاده-دامداری-مرغداری منطقه مسکونی غیره نماید و درنهایت کروکی را با مهر مهندس دارای شماره نظام مهندسی ممهور نماید.

2-تعهدمحضری مبنی براینکه هرگونه ادعایی ازسوی اشخاص حقیقی یا حقوقی یا همسایگان به عهده شما میباشد و هیچ مسئولیتی متوجه جهاد کشاورزی نمیباشد

3-استعلام از اداره راه وترابری استان که معمولا"دراین اداره از شما تعهد میگیرند که ابتداء جاده ای را که به زمین شما منتهی میشود از هر سمت به طول 150متر رمپ بریزید و برای تضمین انجام این عمل ازسوی شما سفته میگیرد(از ده تا سی میلیون تومان) و سپس پاسخ استعلام را میدهد

4-استعلام از بنیاد مسکن هم یکی از استعلامهای وقت گیر است زیرا از چند اداره مانند سازمان حفاظت از محیط زیست و همین اداره راه و ترابری مجددا" استعلام میکند و بعد از اینکه پاسخ نامه ها را آورد یر پرونده را به یک شرکت درتهران ارسال میکند که ظاهرا" وظیفه این شرکت این است که بادرنظرگرفتن تصاویرماهواره ای و برنامه های توسعه ملی اعلام میکند که در چند دهه آینده طرحها زیربنایی مثل فرودگاه-راه آهن اتوبان و از این قبیل درزمین مورد نظر قرار است اجرا شود یا نه!(این مرحله حدودیک ونیم ماه طول میکشد) و اگر پاسخ مثبت باشد که باز هم نقطه پایانی برتمام تلاشهایتان خواهد بود ولی اگر پاسخ منفی باشد که مرحله بعدی آغاز میشود یعنی قرارگرفتن پرونده شمادرنوبت طرح درکمسیون استانداری که این مرحله هم بین یک تا دو ماه طول میکشد و بعد از حدود چهار ماه شما پاسخ استعلام بنیاد مسکن را به دست میاورید.

عملا تمام کارهای شما رو سازمان دیگه انجام می ده ! کار چند باره ! که حتی 3 ماه هم زمان می بره

صدورسندتک برگ

دراین مرحله بعدازتکمیل پرونده شما اموراراضی نامه موافقت باتغییرکابری را میدهد که شما بایستی این نامه رابه یک دفترخانه اسنادرسمی ارئه دهید وآنها هم سه عدداستعلام دیگر به شمامیدهند

یکی به سازمان حفاظت از محیط زیست دومی به سازمان ثبت اسناد و سومی به اداره دارایی و بعداز اینکه پاسخ استعلام هارا آوردید آنگاه بایستی مادر سندزمین را ارائه دهید(چون زمینهای کشاورزی بصورت قواره های چندین هکتاری داری یک سند کلی که اصطلاحا"مادرسند خوانده میشود) زمین شما معمولا"یک قطعه کوچک از کل زمین میباشد و شما میبایستی فردی را که مادرسند به نام وی میباشد یا ورثه قانونی وی(طبق نامه های انحصار ورثه)را نیز در محضرحاضرنمایید تا سندش ما را امضاءنمایند اگر از این مرحله هم به سلامت عبور نمودید و سند(تک برگ)زمین راگرفتید بایستی به شما تبریک بگویم زیراکار اداری شما دراین مرحله تغریبا"تمام شده و فقط بایستی سند را به جهاد کشاورزی ارائه دهید و پروانه تأسیس دامداری را دریافت نمایید البته کاراداری شما هنوزپایان نیافته ولی شما با دریافت این پروانه اگر منطقه اگر واماها به سلامتی عبور نموده اید و زحمات چندین ماهه و بعضا" چند ساله تان به بارنشسته و از این مرحله به بعد کار اجرایی و ساخت و ساز آغاز میشود که با تهیه نقشه(تأیید شده جهاد) به سلامتی شروع به کار خواهید نمود-موفق باشید

نوشته های جلال و عکس هایی از اافرمجان-1392

نوشته های جلال و عکس هایی از اافرمجان-1392

نوشته های جلال و عکس هایی از اافرمجان-1392
جلال در افرمجان

 نوشته های جلال و عکس هایی از اافرمجان-1392


تصاوبری از اشکورات-امسال-از سایت اشکورات


در حال چیدن گل گاوزبان

نوشته های جلال و تصاویری از گنجارود-پاییز 1392
مناظری از طبیعت گنجارود

نوشته های جلال و تصاویری از گنجارود-پاییز 1392

 نوشته های جلال و تصاویری از گنجارود-پاییز 1392

نوشته های جلال و تصاویری از گنجارود-پاییز 1392

نوشته های جلال و تصاویری از گنجارود-پاییز 1392
طبیعت گنجارود

نوشته های جلال و تصاویری از گنجارود-پاییز 1392 

نوشته های جلال و عکس هایی از اافرمجان-1392
طبیعت افرمجان

نوشته های جلال و عکس هایی از اافرمجان-1392

نوشته های جلال و عکس هایی از اافرمجان-1392
عکس هایی از افرمجان

نوشته های جلال و عکس هایی از اافرمجان-1392

نوشته های جلال و عکس هایی از اافرمجان-1392

نوشته های جلال و عکس هایی از اافرمجان-1392

از سوی سازمان استاندارد

آلودگی برنج‌های وارداتی تائید شد

در حالی سازمان ملی استاندارد طی چند سال اخیر بارها بر سالم بودن برنج‌های وارداتی تاکید کرده که معاون این سازمان در تازه‌ترین اظهارات خود از آلودگی هفت نوع برنج خارجی و داخلی خبر داده است.

آفتاب

نخستین بار چند سال پیش اداره کل استاندارد تهران از آلودگی 13 نوع برنج وارداتی به کشور خبر داده بود. براین اساس حجم فلزات سنگین در برنج‌های وارداتی بالا تشخیص داده شد. بعد از آن سازمان‌های مختلفی در این باره اظهارنظر کردند اما در نهایت مشخص نشد که واقعا برنج‌های وارداتی آلوده بودند یا خیر.
در همین حال چندی پیش رئیس کمیسیون بهداشت مجلس در مراسم روز جهانی غذا بار دیگر از آلودگی برنج‌های وارداتی به کشور خبر داد.
شهریاری عنوان کرد: چند سال پیش مدیرکل وقت استاندارد تهران خبر آلودگی برنج‌های وارداتی را اعلام کرد اما چند روز نگذشته بود که وی را با فشارهای وارده بازنشسته کردند. به گفته وی مدیرکل وقت استاندارد تهران درباره آلودگی برنج‌های وارداتی اطلاعات درستی را داده بود و ‌حتی سازمان استاندارد هم آلودگی 13 نوع برنج وارداتی را تائید کرد اما بعدا برخی مسوولان را مجبور کردند تا مصاحبه کنند و بگویند برنج‌های وارداتی آلوده نبوده است.
پس از این اظهارات رئیس سازمان ملی استاندارد مطالب مطرح شده توسط رئیس کمیسیون بهداشت مجلس را کلی‌گویی دانسته و بار دیگر بر سالم بودن برنج‌های وارداتی تاکید کرد. اما تازه‌ترین اظهارات یک مقام مسئول در سازمان استاندارد حاکی از آن است که برنج‌های وارداتی در برخی اقلام آلوده هستند.
بهادر کاظمی، معاون سازمان ملی استاندارد در این باره خبر داده که هفت نوع برنج خارجی و داخلی پس از تحقیقات آزمایشگاهی ناسالم تشخیص داده شده است که علاوه بر جلوگیری از واردات آنها از سطح بازار نیز جمع‌آوری می‌شود.
وی افزود: بازرسان نمونه‌هایی از کالاها و محصولات موجود در بازار را برای بررسی کیفیت به آزمایشگاه ارائه می‌کنند که برنج نیز از جمله آنهاست. در بررسی نمونه‌های زیاد برنج‌های موجود در بازار هفت برند یا نشان شامل پنج محصول داخلی و دو محصول خارجی با نشان یا نام «پاپانور» محصول هند و برنج «زیتون» محصول پاکستان ناسالم تشخیص داده و دستور جمع آوری آن صادر شد.
او با خودداری از بیان نام برنج‌های داخلی ناسالم گفت: پنج نوع برنج داخلی نیز با نشان‌های مختلف ناسالم تشخیص داده شده است.
کاظمی در پاسخ به این پرسش که آیا برنج‌های وارداتی از فیلترهای سازمان استاندارد و وزارت بهداشت عبور نمی‌کنند که اکنون در سطح عرضه دستور جمع‌آوری آن صادر شده است اظهار کرد: تمام محصولات و مواد غذایی وارداتی را علاوه بر سازمان استاندارد، وزارت بهداشت هم بررسی می‌کند و درصورت اطمینان از سالم بودن و بی‌زیان بودن آن مجوز واردات آن صادر می‌شود.
وی افزود: برخی از محصولات از مبادی همچون بازارچه‌های مرزی که دستگاه‌های نظارتی در آن حضور ندارند و همچنین به عنوان ته‌لنجی وارد می‌شود.
معاون سازمان ملی استاندارد با بیان اینکه به همین دلیل نمونه‌ها از سطح عرضه انتخاب می‌شود، اظهار کرد: در سطح عرضه نیز هرگاه مشکل‌دار بودن کالا یا محصولی محرز شود، دستور جمع‌آوری آن صادر می‌شود.
به گزارش ایسنا، معاون سازمان ملی استاندارد درباره چگونگی شناسایی و برخورد با برنج‌های داخلی ناسالم گفت: به دلیل اینکه این محصولات به صورت فله عرضه می‌شود و محل تولید آنها نیز نامشخص است، متاسفانه در این زمینه با مشکل مواجه هستیم.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1392ساعت 12:31  توسط جلال مهدی پور گنجارودی  | 

مطالب قدیمی‌تر